شناختی اجمالی از شخصیت گرانقدر حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

6 تير 15:34
پدرش خُوَیلِد بن اسد بن عبدالعُزّی بن قُصَیِّ بن کلاب و مادرش فاطمه، دختر زائده، است [۱] [۲] از دوران کودکی و نوجوانی او تا هنگام ازدواج با پیامبر و حتی بعد از آن، اطلاعات اندکی در دست است و بخشی از اخبار تاریخی درباره احوال ایشان نیز دستخوش دخل و تصرف قصه پردازان شده و با اسرائلیات درهم آمیخته است.

ازدواج قبل از پیامبر(ص

براساس اغلب منابع، وی قبل از ازدواج با حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم، دو بار ازدواج کرده بود، ولی در ترتیب این ازدواج‌ها اختلاف هست. [۳] [۴] [۵] [۶]
برخی نیز به استناد شواهدی، ازدواج‌های خدیجه پیش از وصلت با پیامبر را رد کرده‌اند. [۷] [۸] [۹]
طبق منابع، وی نخست با عتیق بن عایذ بن عبداللّه بن عمر بن مخزوم ازدواج کرد که از او صاحب یک دختر شد.
پس از مرگ عتیق به همسری ابوهاله نباش بن زُرارة از بنی عمرو بن تمیم که از هم پیمانان بنو عبدالدار بود، درآمد. [۱۰] [۱۱] [۱۲]
خدیجه از ابوهاله، صاحب پسرانی به نام‌های حارث، هند، [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] طاهر و هاله [۱۷] [۱۸] و دختری به نام زینب [۱۹] [۲۰] شد.
در میان این فرزندان، هند مشهور است.
بعدها هند در زمره صحابه رسول خدا در آمد و با صیفی بن امیه ازدواج کرد و اعقابش در مدینه به سبب انتساب به مادربزرگشان (خدیجه) به بنو طاهره معروف شدند. [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴]
وی در جنگ بدر حضور داشت و بعدها در جنگ جمل در کنار علی بن ابی طالب به شهادت رسید. [۲۵]
وی که نوجوانی خود را در خانه خدیجه گذرانده بود، تصویری کامل از خلق و خوی پیامبر در پاسخ به پرسش امام حسن علیه السلام ارائه کرده و از اینرو «وصّاف النبّی» نامیده شده است. [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹]
در برخی گزارش‌های دیگر که ترتیب ازدواج خدیجه و همسرانش به گونه‌ای دیگر آمده، گفته شده که خدیجه پس از وفات ابوهاله، به عقد پسرعمه خود، عتیق/ عُتیق بن عائذ درآمد [۳۰] [۳۱] و از وی صاحب پسری به نام عبداللّه (عبدمناف) و دختری به نام هند شد.
خدیجه پس از درگذشت شوهر دومش، عتیق بن عائذ [۳۲] ازدواج نکرد و به تجارت پرداخت. [۳۳] [۳۴]

آشنایی و ازدواج با پیامبر(ص(
________________________________________

در چگونگی همکاری و آشنایی حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم ــکه در آن سال‌ها حدود بیست سال داشت ــ با خدیجه، اختلاف هست.
برخی آغاز روابط تجاری خدیجه و پیامبر اکرم را به توصیه و سفارش ابوطالب دانسته اند. [۳۵] [۳۶]
اما در خبری از ابن اسحاق [۳۷] آمده است که خدیجه از امانتداری و درستکاری حضرت محمد خبر داشت و چون تصمیم گرفته بود مال فراوانی را به تجارت اختصاص دهد، از او خواست تا به کاروانش بپیوندد و بیش از دیگران مزد بگیرد. [۳۸] [۳۹] [۴۰]
حضرت محمد حداکثر پنج سفر تجاری، چهار سفر به یمن و یک سفر به شام ، برای خدیجه انجام داد. [۴۱]
مهمترین آن‌ها، که به ازدواج آن دو منجر گردید، سفر تجاری شام بود و به دلیل اهمیتش اکثر منابع، تنها به ذکر آن سفر پرداخته و آن را ابتدای همکاری حضرت با خدیجه دانسته اند.
ظاهرآ اولین سفر تجاری آن حضرت به بازار حُباشه، در تهامه ، بوده [۴۲] [۴۳] و سفر به شام دومین یا سومین سفر بوده است، چرا که حضرت سفری نیز به جُوَش، در یمن ، کرد.
به زعم حلبی [۴۴] بازار حباشه همان جوش است و گویا این یک یا دو سفر برای آزمودن قدرت تجاری پیامبر بوده است.
بعد از انعقاد قرارداد، ابتدا پیامبر با کارمزد دو قلوص (ماده شتر جوان) [۴۵] [۴۶] به همراه شریک تجاری خود سائب بن ابی سائب صَیفی بن عابد [۴۷] [۴۸] [۴۹] و غلام خدیجه، میسره، عازم بازار حباشه شد و با موفقیت بازگشت.
میسره اخبار شگفت انگیزی از این سفر به خدیجه داد و او برای اولین بار با رضایت ابوطالب ، پیامبر را در رأس کاروانی بزرگ به شام تجهیز کرد. [۵۰] [۵۱]
پس از اتمام این سفر پرماجرا، که جزئیات آن در منابع اسلامی آمده است، [۵۲] [۵۳] [۵۴] [۵۵] خدیجه به ایشان علاقه مند شد.

علت علاقمند شدن________________________________________

دلایلی که برای ایجاد این علاقه در منابع اسلامی آمده است، عبارت‌اند از: از سفر تجاری پرسود پیامبر اکرم به شام ؛ گزارش مَیسره از اخبار شگفت انگیز این سفر [۵۶] [۵۷] مشاهده دو فرشته‌ای که به هنگام ورود به خانه خدیجه بر سر پیامبر سایه افکنده بودند [۵۸] [۵۹]پیشگویی ورقة بن نوفل درباره ازدواج خدیجه با مردی از قریش که نبی قوم خواهد شد [۶۰] پیشگویی مردی، در یک جشن زنانه که خدیجه نیز حضور داشت، از آمدن پیامبری و بشارت به این‌که هرکدام از آن زنان می‌تواند با او ازدواج کند. [۶۱] [۶۲]

منابع تاریخی در مورد ازدواج
________________________________________

آنچه در مصادر تاریخی درباره ازدواج خدیجه با پیامبر آمده، بیش از همه مبتنی بر روایات محمد بن اسحاق بن یسار (متوفی ۱۵۱)، و سپس محمد بن عمر واقدی (متوفی ۲۰۷)، و هشام بن سائب کلبی (متوفی ۲۰۴)، عمر بن سعد کاتب واقدی (متوفی ۲۳۰) است.
یکی از مصادر نقل این ازدواج کتاب الانوار ابوالحسن بکری است. [۶۳]
این کتاب دربردارنده گزارش‌های تاریخیِ آمیخته با مطالب نادرست و غرائب بسیار است و ازاین‌رو محلّ استناد نیست و مجلسی نیز که برخی روایات آن کتاب را در بحار الانوار [۶۴] درج کرده، به غیرقابل اعتماد بودن و اشتمال آن‌ها بر غرائب تأکید کرده است.
در هر صورت، صرفنظر از روایت شاذ یعقوبی [۶۵] که ازدواج پیامبر با خدیجه را حاصل دیداری ناگهانی در صفا و مروه دانسته، در بیش‌تر منابع سفر تجاری به شام مقدمه اصلی این ازدواج ذکر شده است. [۶۶] [۶۷] [۶۸]

مراسم خواستگاری و پیوند ازدواج________________________________________

خدیجه باتوجه به بیوگی و سالمندی در نهایت به وسیله میسره [۶۹] یا دوست خود نفیسه، دختر مُنیه [۷۰] [۷۱] [۷۲] یا شخصآ [۷۳] [۷۴][۷۵] خواست خود را به اطلاع پیامبر رساند.
پس از این‌که آن حضرت ماجرای خواستگاری را برای عموهای خود گفت، آنان از شنیدن این خبر شگفت‌زده شدند.
آنان ابتدا صفّیه، دختر عبدالمطلب ، عمه پیامبر را برای کسب اطلاع به خانه خدیجه فرستادند [۷۶] و پس از اطمینان از حقیقت امر، در موعد مقرر به خانه خدیجه رفتند و او را از عمویش، عَمْرو بن اسد ، خواستگاری کردند. [۷۷] [۷۸] [۷۹] [۸۰]
برخی بین عموهای حضرت تنها به نام حمزه اکتفا کرده‌اند، [۸۱] [۸۲] [۸۳] در حالی که بیش‌تر منابع نماینده پیامبر و خواننده خطبه را ابوطالب ذکر کرده‌اند. [۸۴] [۸۵] [۸۶] [۸۷]
درباره وکیل خدیجه در این مراسم، اختلاف‌هایی در منابع مشاهده می‌شود: ابن هشام [۸۸] خویلد بن اسد، پدر خدیجه، و ابن اسحاق[۸۹] و ابن کلبی [۹۰] عمویش عمرو بن اسد ، و ابن سیدالناس [۹۱] و برادرش عمرو بن خویلد را ذکر کرده‌اند.
باتوجه به این‌که خویلد بن اسد در جنگ فِجار و به قولی قبل از آن درگذشته بود [۹۲] [۹۳] حضور وی در این خواستگاری و این‌که خدیجه برای راضی کردن پدرش به این ازدواج او را مست کرده بود [۹۴] [۹۵] [۹۶] [۹۷] مبنایی ندارد. [۹۸]
مراسم خواستگاری و عقد، دو ماه و ۲۵ روز بعد از سفر تجاری شام برگزار شد [۹۹] و مهریه خدیجه مبلغ دوازده و نیم یا دوازده اوقیه (هر اوقیه معادل چهل درهم) [۱۰۰] تعیین شد. [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳] [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶] [۱۰۷]
پس از برگزاری جشن ازدواج [۱۰۸] این دو برای مدتی کوتاه در خانه حکیم بن حزام [۱۰۹] سکنا گزیدند و سپس به خانه خدیجه [۱۱۰]انتقال یافتند.
در اکثر منابع، پیامبر را هنگام ازدواج ۲۵ ساله و خدیجه را چهل ساله دانسته‌اند.
برخی نیز اقوال دیگری در باب سن خدیجه آورده‌اند. [۱۱۱] [۱۱۲] [۱۱۳] [۱۱۴]
به هر حال به نظر می‌رسد که چهل سال سن تقریبی بوده و دلیل انتخاب این عدد آن است که چهل سالگی سن کمال و بلوغ عقلی محسوب می‌شود. [۱۱۵]

اقدامات
________________________________________


← بعد از ازدواج
خدیجه پس از ازدواج با پیامبر ، تمام داراییش را به وی بخشید [۱۱۶] و کارهای تجاری را نیز به او سپرد، حتی غلامان و کنیزان خود، از جمله میسره، را آزاد کرد. [۱۱۷]
حلیمه سعدیه، دایه حضرت رسول، در ایام خشکسالی به منزل ایشان آمد.
خدیجه برای تشکر از زحمات دایه همسرش وی را بسیار احترام کرد و چهل گوسفند و یک شتر نیز به او هدیه داد؛ ثوبیه، کنیز ابولهب ، که نخستین بار به پیامبر شیر داده بود، از جمله کسانی بود که با آنان در ارتباط بود.
خدیجه حتی برای جبران خدمت وی و کسب رضایت پیامبر بارها تلاش کرد تا او را از ابولهب بخرد و آزاد کند، ولی موفق نشد. [۱۱۸]
زید بن حارثه ، غلامی بود که خدیجه به پیامبر بخشید [۱۱۹] و حضرت نیز او را آزاد و پسر خوانده خویش کرد، و ازاینرو تا مدت‌ها زید بن محمد نامیده می‌شد. [۱۲۰] [۱۲۱]

← بعد از نزول وحی
در برخی گزارش‌های تاریخی از آغاز وحی، ذکر شده است که پیامبر با تسلی خدیجه ــ پس از آن‌که خدیجه درخصوص نبوت پیامبر با پسرعموی خود به نام ورقه مشورت کردــ آرام گرفت. [۱۲۲] [۱۲۳] [۱۲۴]
سوای تردید در شخصیت تاریخی ورقه [۱۲۵] گزارش‌های مذکور با احادیثِ معتبر ناسازگار است و ایرادات اساسی نیز به آن وارد شده است.
خدیجه نخستین بانویی است که به پیامبر گروید. [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸] [۱۲۹]
همچنین بنابر گزارش ابن سعد، [۱۳۰] وی همراه پیامبر و علی علیه السلام در مسجدالحرام نماز می‌گزارد.
در مرحله دعوت علنی، هرگاه پیامبر قریش را به اسلام و راه حق دعوت می‌کرد و آنان به وی بیتوجهی می‌کردند و او را مسخره می‌کردند، خدیجه با سخنان مهرآمیزش وی را دلداری می‌داد. [۱۳۱] [۱۳۲]
در ایام محاصره اقتصادی بنی هاشم در شعب ابیطالب ، خدیجه اموالش را در حمایت از پیامبر هزینه کرد. [۱۳۳]
به نظر عده‌ای از مفسران، آیه هشت سوره ضحی : «ای پیامبر (آیا تو را نیازمند نیافت پس بینیاز و توانگر ساخت»، به این حمایت‌های مالی خدیجه اشاره دارد. [۱۳۴] [۱۳۵]
تأثیر حمایت‌های مالی خدیجه به حدی بود که پیامبر، بعدها آن را ستود و فرمود: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه برایم سودمند نبود».[۱۳۶]
کمک‌های ابوالعاص و حکیم بن حزام ، خواهرزاده و برادرزاده خدیجه، به محاصره شدگان در شعب ابیطالب، در حالی که هنوز آن دو نفر اسلام نیاورده بودند، تنها به دلیل وجود خدیجه در میان آنان بود. [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹]

وفات
________________________________________

اندک زمانی پس از شکست محاصره اقتصادی، خدیجه، در ۶۵ سالگی در رمضان سال دهم بعثت ، [۱۴۰] به فاصله سه روز بعد از وفات ابوطالب [۱۴۱] درگذشت. [۱۴۲] [۱۴۳]
امّ ایمن، کنیز آزادشده پیامبراکرم، و امّ فضل او را غسل دادند [۱۴۴] و پیامبر با دستان مبارکش وی را در قبرستان حَجون (قبرستان ابوطالب) بدون ادای نماز به خاک سپرد، چرا که هنوز نماز میت واجب نشده بود. [۱۴۵] [۱۴۶]
این مصیبت چنان بر پیامبر گران آمد که فرمود: «این روزها، بر این امت دو مصیبت وارد شده که نمی‌دانم به کدامیک از آن دو بی‌تاب ترم»،[۱۴۷] ازاینرو آن سال عام الحزن نامیده شد. [۱۴۸]
قبر خدیجه پیوسته زیارتگاه مسلمانان بوده است ولی در سال ۱۳۴۳ وهابیون آن را ویران کردند. [۱۴۹]

فرزندان
________________________________________

در شماره و ترتیب فرزندان خدیجه از پیامبر، یعنی زینب، رقیه، امّ کلثوم، فاطمه، [۱۵۰] [۱۵۱] [۱۵۲] [۱۵۳] [۱۵۴] [۱۵۵] قاسم و عبداللّه [۱۵۶][۱۵۷] [۱۵۸] اختلاف هست. [۱۵۹] [۱۶۰]
در برخی منابع از سه یا چهار پسر یاد شده که ظاهرآ القاب عبداللّه، یعنی طیب و طاهر، اسامی جداگانه‌ای در نظر گرفته شده‌اند. [۱۶۱][۱۶۲]
عده‌ای [۱۶۳] [۱۶۴] زینب و برخی [۱۶۵] [۱۶۶] قاسم را اولین فرزند ایشان دانسته‌اند.
در مورد دختران نیز ترتیب قابل قبولی ارائه نشده است.
باتوجه به این‌که زینب در سی سالگی پیامبر متولد شده [۱۶۷] به نظر می‌رسد بزرگترین فرزند حضرت بوده است و از آن‌جا که رقیه و امّ کلثوم پس از جدایی از پسران ابولهب یکی پس از دیگری به نکاح عثمان درآمدند [۱۶۸] [۱۶۹] [۱۷۰] ظاهرآ از حضرت فاطمه سلام اللّه علیها که در سال دوم یا پنجم بعد از بعثت متولد شد، [۱۷۱] بزرگترند.
حسن امین [۱۷۲] به نقل از آل یاسین به دلیل تشتت و اختلاف در اسناد تاریخی، جز فاطمه دختر دیگری برای خدیجه از پیامبر قائل نیست.
این نظر را جعفر مرتضی عاملی در کتاب ربائب الرسول صلی اللّه علیه و آله: شبهات و ردود (قم ۱۳۸۶ش) و کتاب البنات ربائب: قل هاتوا برهانکم (قم ۱۳۸۶ش) با تفصیل بیشتری مورد تأکید قرار داده است.
این نظر را ابوماذ بن احمد در کتاب زینب و رقیه و ام کلثوم بنات رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلم لاربائبه (کویت ۲۰۰۷) و خلیفه عبید کلبانی عمانی در کتاب أولاد النبی و هل للنبی بنت غیرالزهراء (بیروت ۱۴۲۸/ ۲۰۰۷) مورد نقد قرار داده‌اند.

فضائل
________________________________________

در فضیلت خدیجه و ارزش و احترام او نزد پیامبر و خویشان وی، سخنان زیادی وارد شده است.
از این احادیث چنین برداشت می‌شود که خدیجه محبوب‌ترین زن ایشان بوده است [۱۷۳] [۱۷۴]
بنابر حدیثی از پیامبر اسلام در تفسیر آیه ۴۲ آل عمران خطاب به امام علی علیه‌السلام، خدیجه یکی از چهار زن برتر دنیا بوده است.[۱۷۵] [۱۷۶]
از عایشه روایت شده است که رسول خدا هرگاه گوسفندی قربانی می‌کرد از گوشت آن برای دوستان خدیجه می‌فرستاد. [۱۷۷] [۱۷۸]
همچنین آورده‌اند که پیامبر خطاب به امام علی فرمود: «تو همسری چون فاطمه داری که من چنان همسری ندارم، تو مادرزنی چون خدیجه داری که من چنان مادرزنی ندارم». [۱۷۹]
عایشه بارها گفته بود: «به هیچ‌یک از زنان پیامبر به اندازه خدیجه حسادت نورزیدم در حالیکه هرگز او را ندیده بودم و این به سبب یادآوری بیش از حد او توسط پیامبر بود». [۱۸۰] [۱۸۱] [۱۸۲] [۱۸۳]
زیارت حضرت خدیجه علیها السّلام در قبرستان مَعْلات (حجون یا قبرستان ابوطالب) و نیز حضور در خانه وی که محلّ سکونت رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و تولّد حضرت فاطمه علیها السّلام بوده و دعا کردن در آن جا مستحب است. [۱۸۴] [۱۸۵]
البته در گذشته در محلّ خانه حضرت خدیجه سلام اللَّه علیها مسجدی بنا شده بود که در بازسازی‌های اخیر از میان رفته و امروزه نشان‌های از آن نیست. [۱۸۶]

نزد اهل بیت(علیهم السلام)
________________________________________

مهر و محبت خدیجه به فرزندانش چنان بود که خاطره او تا نسل‌ها در خاندان پیامبر اسلام برجای مانده بود و همواره از او به نیکی یاد می‌شد.
امام حسین علیه‌السلام در واقعه عاشورا در کربلا در مقابل سپاه شام به مادربزرگش خدیجه فخر می‌ورزید که اولین زن مسلمان بود[۱۸۷] امام سجاد علیه السلام در خطبه‌اش در مجلس یزید در دمشق بعد از واقعه عاشورا، خود را فرزند بانوی بزرگ اسلام، خدیجه سلام اللّه علیها می‌دانست [۱۸۸] همچنین زبیر بن عوام در مباحث‌های با ابن عباس عمه‌اش خدیجه را مایه مباهات خویش می‌دانست. [۱۸۹]
نیز گفته شده خداوند به واسطه امین وحی ، جبرئیل ، بر او سلام فرستاده و او را گرامی داشته است. [۱۹۰] [۱۹۱] [۱۹۲]

آثار تألیف شده
________________________________________

کتاب‌های فراوانی درباره خدیجه نوشته شده است.
کهن‌ترین این آثار کتاب خدیجة و عَقِبِها و اَزْواجها نوشته ابوالحسن علی بن عبداللّه خدیجی است که ادعا داشته از نوادگان خدیجه از همسرش هاله است. [۱۹۳]
خدیجة أم المؤمنین: هی قصة دینیة تاریخیة نوشته زهران عیسوی افندی، نیز از آثار متأخر است. [۱۹۴]

فهرست منابع________________________________________

(۱) آقابزرگ طهرانی، الذریعه.
(۲) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۳) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، چاپ عادل احمد رفاعی، بیروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶.
(۴) ابن اسحاق، کتاب السیر و المغازی، چاپ سهیل زکار، (بی جا) : دارالفکر، ۱۳۹۸/ ۱۹۷۸، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
(۵) ابن بابویه، معانی الاخبار، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۱ش.
(۶) ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، چاپ محمد بن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
(۷) ابن حبیب، کتاب المُحَبَّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن ۱۳۶۱/ ۱۹۴۲، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۸) ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
(۹) ابن حزم، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، (قاهره ۱۹۵۰).
(۱۰) ابن سعد، الطبقات الکبری (بیروت).
(۱۱) ابن سیدالناس، السیرةالنبویة، المسمی عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
(۱۲) ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف ۱۹۵۶.
(۱۳) ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
(۱۴) ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ ۲۰۰۱.
(۱۵) ابن کلبی، جمهرةالنسب لابن الکلبی، ج ۱، چاپ محمود فردوس عظم، قاهره (۱۹۸۲).
(۱۶) ابن هشام، السیرةالنبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی‌تا).
(۱۷) محمد بن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
(۱۸) حسن امین، دائرةالمعارف الاسلامیة الشیعیة، ج ۱، جزء۱، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۹) محسن امین، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، چاپ حسن امین، (بیروت) ۱۳۸۲/ ۱۹۶۲.
(۲۰) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، (چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۲۱) احمد بن عبداللّه بکری، الانوار فی مولدالنبی محمد «ص»، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
(۲۲) احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
(۲۳) محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج ۳، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ۱۴۰۳.
(۲۴) جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸.
(۲۵) علی بن ابراهیم حلبی، السیرةالحلبیة، بیروت (۱۳۳۰)، چاپ افست (بی‌تا).
(۲۶) «حِلْیةُ رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله و سلم بروایة الحسن و الحسین علیهم االسلام»، اعداد محمدرضا حسینی جلالی، علوم الحدیث، ش ۲۰ (رجب ـ ذیحجه ۱۴۲۷).
(۲۷) عبدالمؤمن بن خلف دمیاطی، کتاب نساء رسول اللّه صلی اللّه علیه وسلم و اولاده و من سالفه من قریش حلفائهم و غیرهم، چاپ فهمی سعد، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
(۲۸) یوسف الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره ۱۳۴۶/ ۱۹۲۸، چاپ افست قم ۱۴۱۰.
(۲۹) سلوی بالحاج صالح، دثّرینی یا خدیجة :دراسة تحلیلیة لشخصیة خدیجة بنت خویلد، بیروت ۱۹۹۹.
(۳۰) عبدالرحمان بن عبداللّه سهیلی، الروض الانف فی شرح السیرة النبویة لابن هشام، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۸۷ـ۱۳۹۰/ ۱۹۶۷ـ۱۹۷۰، چاپ افست ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۳۱) محمدتقی شوشتری، رسالة فی تواریخ النبی و الآل علیهم‌السلام، در محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ج ۱۲، قم ۱۴۲۴.
(۳۲) فضل بن حسن طبرسی، الاعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷.
(۳۳) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۳۴) احمد بن عبداللّه طبری، السَّمط الثَّمین فی مناقب اُمّهات المؤمنین، قاهره (۱۴۰۲/ ۱۹۸۳).
(۳۵) جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرةالنبی الاعظم (ص)، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
(۳۶) عبدالحمید محمد طهماز، السیدة خدیجة ام المؤمنین و سبّاقة الخلق الی الاسلام، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
(۳۷) علی بن احمد کوفی، کتاب الاستغاثة، (بی جا: بینا، بی‌تا).
(۳۸) مجلسی، بحار الانوار.
(۳۹) مسعودی، التنبیه.
(۴۰) مصعب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
(۴۱) احمد بن علی مَقریزی، امتاع الاسماع، ج ۱، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره) : لجنةالتألیف و الترجمة و النشر، (بی‌تا).
(۴۲) احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعةالمشتهر برجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.
(۴۳) یحیی بن شرف نَوَوی، صحیح مسلم بشرح النووی، چاپ ابوعبدالرحمان عادل بن سعد، قاهره (۲۰۰۳).
(۴۴) احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایةالارب فی فنون الارب، قاهره (۱۹۲۳) ـ۱۹۹۰.
(۴۵) یعقوبی، تاریخ.
منبع ویکی فقه به نقل از دانشنامه جهان اسلام

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما