چرایی تداوم ناامنی در افغانستان

10 مرداد 17:55
اگرچه فساد دولتی، اختلافات و رقابت های داخلی بین جریان های سیاسی مختلف نیز ضعف های ساختاری و مدیریتی در عداد عوامل ناامنی در این کشور محسوب می گردند، اما اساساً این عامل خارجی و نیروهای بیگانه مستقر در این افغانستان هستند که در راستای حفظ منافع خود، ناامنی را تداوم بخشیده و گسترش می دهند.

به گزارش خبرگزاری جهان اسلام به نقل از الوقت، سال 1979 افغانستان مورد هجوم و اشغال ارتش سرخ شوروی سابق قرار گرفت. تا اینکه با مقاومت مردمی این کشور همراه با گروه های فراملی که مورد حمایت کشورهای خارجی بودند، آخرین نیروهای شوروی در سال 1989 از این کشور خارج شدند. پس از این، دولت ربانی برآمده از مجاهدین، قدرت را به دست گرفت؛ همزمان آتش جنگ داخلی بین گروه های مختلف جهادی، شعله ور گردید. در این میان، گروه طالبان که مورد حمایت پاکستان و عربستان بود از سال 1994 ظاهر گردید و با پیروزی های پی در پی در سپتامبر سال 1996 کابل را تصرف نمود. از این زمان، اساساً جنگ، بین طالبان و مجاهدین مخالف آنها بود که حکومت را از دست داده بودند.  
حادثه 11 سپتامبر 2001 بهانه ای شد تا آمریکا به عنوان مبارزه با تروریزم و با هدف سرنگونی حکومت طالبان، در اکتبر 2001 افغانستان را مورد حمله قرار دهد. زیرا این حکومت اعضای القاعده را که گفته می شد مسئول فروریختن برج های دوقلو بودند، تحویل آمریکا نداد. حکومت طالبان سرنگون شد و دولت مجاهدین مجدداً روی کار آمد. از این مقطع به بعد و تاکنون، گروه طالبان در جنگ با دولت قرار گرفته است.
مدت 16 سال است که نیروهای ناتو در افغانستان حضور دارند. آنها در توجیه حضور اولیه خود، دو هدف اصلی را بیان کردند. یکی سرنگونی حکومت طالبان و دوم مبارزه با تروریزم و ایجاد امنیت و صلح در افغانستان. هدف اول محقق شد. اما هدف دوم پس از 16 سال حضور ناتو با 150 هزار نیروی نظامی و سازوبرگ فراوان، نه تنها محقق نشد بلکه ناامنی ها گسترش بیشتری یافت و شرایط فعلی به جایی رسیده است که در حال حاضر گفته می شود حدود 25 گروه تروریستی در این کشور فعال هستند. طالبان توانسته حدود نیمی از کشور را تصرف نماید و خبرهای اخیر حاکی از پیروزی های پی در پی و متصرفات جدید آنها می باشد. از طرف دیگر، طی یکی دو سال اخیر داعش نیز در این کشور فعال شده و رو به گسترش می باشد.
سئوال این است که علی رغم 16 سال حضور گسترده ناتو با هدف مبارزه با تروریزم و از بین بردن ناامنی در افغانستان و همراهی دولت این کشور با آنها، چرا مشکل ناامنی در این کشور حل نشد؟ فلوجه و موصل علی رغم مقاومت سخت داعش و شرایط پیچیده نبرد، توسط نیروهای عراقی آزاد شدند و پرونده داعش در این کشور در حال بسته شدن است؛ جبهه النصره در کوه های عرسال که امکان مقاومت بسیار خوبی را برای هر نیروی نظامی فراهم می سازد، توسط حزب الله ظرف فقط 6 روز در هم کوبیده شد، اما ارتش های اروپایی 16 سال است که در افغانستان انگار در گِل فرو رفته اند! چرا؟ ریشه و عامل اصلی مشکل کجاست؟
در پاسخ باید گفت اگرچه فساد دولتی، اختلافات و رقابت های داخلی بین جریان های سیاسی مختلف نیز ضعف های ساختاری و مدیریتی در عداد عوامل ناامنی در این کشور محسوب می گردند، اما اساساً این عامل خارجی و نیروهای بیگانه مستقر در این کشور هستند که در راستای حفظ منافع خود، نا امنی را تداوم بخشیده و گسترش می دهند.
کشورهای غربی و در رأس آنها ایالات متحده آمریکا به همراه متحدین منطقه ای خود به ویژه پاکستان و عربستان، به دلایل و با اهداف مختلف به دنبال حضور و نفوذ در افغانستان می باشند. از جمله مهم ترین این دلایل:
 استقرار در مجاور ایران به منظور ایجاد محاصره، بحران، چالش زایی و فشار به این کشور از طریق مرزها
همچنین جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در افغانستان.
در دست داشتن سرزمین افغانستان به عنوان مسیر ترانزیتی جایگزینِ مسیر از ایران، بین دریای عمان و آسیای میانه.
نزدیکی به آسیای میانه و دسترسی آسان به این منطقه به منظور نفوذ و بهره گیری از بازارهای مصرف آن نیز فشار بر روسیه.
نزدیکی به چین و فشار بر این کشور.
استفاده از پتانسیل افراط گرایی در منطقه جهت مدیریت این پدیده و استفاده ابزاری بیشتر از آن به ویژه علیه ایران، روسیه و چین.
وجود ناامنی، دلیل و بهانه این حضور است. با حل شدن بحران امنیت، دلیلی بر حضور آنها در این کشور وجود نخواهد داشت. در راستای حضور، لازم است دولت های حاکم، همسو و همراه با آمریکا بوده و با همکاری آنها زمینه های حضور و نفوذ از طریق ساختار سازی و انجام توافقات، حاصل آید.
براین اساس، طالبان نباید از بین بروند بلکه باید مدیریت شوند تا علاوه بر بهانه حضور، عوامل خارجی به عنوان برگ بازی از آنها جهت فشار به کابل و اخذ امتیاز، استفاده نمایند. لذا می بینیم طالبان با هماهنگی و جواز آمریکائی ها در قطر دفتر نمایندگی ایجاد می نمایند تا مثلاً گفتگو و صلح را پیش ببرند اما واقعیت این است که عوامل خارجی دنبال گفتگو و صلح نیستند. استقرار طالبان در دوحه براساس مدیریت آنها توسط غرب صورت می گیرد. در ضمن، استقرار سران طالبان در دوحه همراه با رفاه فراوان، روح آنها را از تعصبات مذهبی دور و هرچه بیشتر به سمت محافظه کاری و در نتیجه، تعامل با غربی ها و متحدین آنها سوق می دهد.
آمریکا به دنبال ایجاد دولت کاملاً متعهد به غرب در این کشور است. لذا با دولت کرزی تا حدودی همکاری داشتند؛ اما وقتی کرزی به اهداف و نیات آنها بیش از گذشته پی برد و بویژه در موضوع ایجاد دفتر طالبان در دوحه بدون هماهنگی با ایشان، خشمگین شد و در نتیجه همکاری با آنها را کاهش داد، از همین زمان آنها حمایت از وی را کنار گذاشتند. اما با تیم جدید مشکلی ندارند؛ زیرا همراهی لازم را با آنها دارد
مطابق توافقنامه 10 ساله امنیتی بین افغانستان و آمریکا در سال 2014 قرار شد غربی ها و آمریکا به مرور از طریق تقویت زیرساخت های همه جانبه از جمله نظامی و امنیتی از قبیل نهادسازی، آموزش، تجهیزات نیز کمک های مالی (کمک سالانه 5/4 میلیارد دلاری) دولت افغانستان را کمک نمایند تا خود بتواند امنیت در این کشور را به دست بگیرد. اما نظر به اینکه آنها نمی خواهند چنین اتفاقی رخ دهد، لذا چنین کمکی را نکردند. آنها بخش عمده ای از کمک 5/4 میلیارد دلاری را به عنوان هزینه های خود محاسبه می کنند. از طرف دیگر دولت جدید نیز اراده لازم را برای مقابله با گروه های تروریست و طالبان ندارد و در بسیاری از مواقع، از اقدامات بدیهی و لازم در این زمینه سر باز می زند.
بسیاری از گزارش ها حاکی از این است که غربی ها به طالبان و داعش کمک های مختلف نموده اند. به گونه ای که این مسئله سروصدای بسیاری از مقامات را در داخل افغانستان و حتی سروصدای روسیه را درآورده است. اما آمریکائی ها هیچ اعتنایی به این اعتراض ها ندارند؛ چون از نظر آنها تنها قاعده حاکم در روابط بین الملل، قاعده قدرت است. از نظر آمریکائی ها، افغانستان باید نا امن بشود، درگیر منازعات خونین گردد؛ انسان های بی شمار کشته شوند، تا زیاده خواهی ها، منافع و رفاه غربی ها به ویژه ایالات متحده آمریکا، تأمین گردد.

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما