جذب شبه نظامیان حامی دولت افغانستان به وسیله طالبان و داعش

28 آذر 10:57
تارنمای تحلیلی وار آن د راکس (وابسته به موسسه غیر انتفاعی سی.ان.ای، مرکز تحلیل های دریایی )طی مقاله ای به بررسی تهدیدهای امنیتی حاصل از تشکیل گروه های شبه نظامی حامی دولت افغانستان پرداخت.

به گزارش خبرگزاری جهان اسلام، نویسنده گزارش هایی مبنی بر الحاق شبه نظامیان حامی ژنرال دوستم معاون اول رئیس جمهوری افغانستان به گروه های طالبان و داعش خراسان در شمال آن کشور ارائه نموده است. در این مقاله می خوانیم: به نظر می رسد محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان به دنبال بسیج یک نیروی 20.000 نفری جدید از شبه نظامیان محلی برای مبارزه با طالبان می باشد. این در حالی است که با توجه به تجربه استفاده از شبه نظامیان به وسیله دولت اسبق افغانستان و همچنین ژنرال دوستم معاون اول اشرف غنی، تصمیم رئیس دولت وحدت ملی را نمی توان در راستای منافع ملی آن کشور قلمداد نمود. گزارش ها نشان می دهد، این شبه نظامیان که در گذشته برای مبارزه با طالبان به کار گرفته شده بودند، در حال حاضر به صفوف طالبان و داعش خراسان پیوسته اند. 
کارشناسان احتمال عدم الحاق این شبه نظامیان به گروه های مسلح معارض دولت را بعید می دانند. به باور آن ها، خلع سلاح شبه نظامیانی که یکبار مسلح شده اند، بسیار دشوار می باشد. به همین دلیل، آن ها پس از کاهش منابع مالی به دنبال حامیان جدید می گردند و موضع خود را تغییر می دهند. اشرف غنی با این اقدام، خطر تقویت بزرگترین دشمن خود یعنی طالبان را افزایش می دهد. به عبارت دیگر، متحدان امروز دولت افغانستان ممکن است در آینده دشمن بوجود آورندگان خود شوند. احتمالا این شبه نظامیان محلی حامی دولت، آخرین نیروهای غیر رسمی باشند که از پشتیبانی ارتش آمریکا و ناتو برخوردار می باشند. همان طور که طالبان مراکز استانی را احاطه کرده، دولت افغان نیز از همه کمک های ممکن استفاده خواهد نمود. استفاده از جنگجویان محلی به دولت این امکان را می دهد، مناطقی که از شورشیان بازپس گرفته است را حفظ نماید. از طرفی این طرح نگرانی های جدی در پی خواهد داشت. در گذشته، برخی از شبه نظامیان از شورشیان افغان پشتیبانی نمودند این یکی از دلایل دشواری آمریکا در جلب حمایت مالی ناتو از این طرح می باشد. البته برخی از افراد قدرتمند محلی نیز به جای مبارزه با طالبان، از این شبه نظامیان برای مقابله با رقبایشان استفاده کردند. منتقدان این طرح بر این باورند، علی رغم نظارت وزارت دفاع افغانستان، مشکلات مذکور مجددا تکرار خواهند شد. البته با استفاده از تجربه شبه نظامیان حامی ژنرال دوستم، دولت افغان باید با انتخاب راه های درست، ریسک استفاده از این نیروها را کاهش دهد. حزب جنبش ملی افغانستان که بوسیله ژنرال دوستم تشکیل شد ، یکی از احزاب سکولار افغانستان می باشد. برخی گزارش ها نشان می دهد، فرماندهان پیشین شبه نظامیان ژنرال دوستم در حال پیوستن به طالبان و داعش خراسان در شمال غربی افغانستان می باشند.
"دیدی درکسن" کارشناس موسسه "وار آن د راک" پس از مصاحبه با بزرگان منطقه ای در ولایت جوزجان افغانستان که مناطق آنها در ژوئن 2017 به وسیله داعش مورد حمله قرار گرفته بود، اظهار داشت: فرماندهان پیشین جنبش ملی افغانستان و جنگجویان آنها در میان داعش در آن ولایت حضور داشتند. این فرماندهان همچنین در میان صفوف طالبان در شمال غرب افغانستان مانند ولایت فاریاب (در مجاورت جوزجان) نیز حضور دارند.
قدرت های خارجی مکررا نیروهای محلی در افغانستان را بسیج کرده اند. نخستین بار در دهه 1980 شبه نظامیان دوستم تحت حمایت دولت های افغانستان و شوروی برای گسترش کنترل بر یک میدان گازی در نوار شمالی افغانستان بسیج شدند. با وجودی که شبکه دوستم در نهایت به ارتش ملحق شدند، اما روابط شخصی وی و فرماندهانش در سال 1992، موجب اتحاد آن ها در مقابل مجاهدین شد. مجاهدین در آن زمان علیه حکومت کمونیستی افغان می جنگیدند.
در زمان حملات یازده سپتامبر، دوستم سال ها در خارج از افغانستان حضور داشت و گروه شبه نظامی قدرتمند وی نیز پراکنده شده بود. در جریان اشغال افغانستان توسط آمریکا در سال 2001، واشنگتن برای اعزام کمتر سربازان پیاده، بر اتحاد با دوستم سرمایه گذاری نمود. دوستم به وسیله دلارهای آمریکا، به سرعت مردان خود در شمال افغانستان را برای مبارزه با طالبان بسیج نمود. پس از برکناری رژیم طالبان، برخی از شبه نظامیان دوستم برای مبارزه با طالبان به صفوف ارتش و یا حداقل نیروهای امنیتی افغان پیوستند. با این حال مردان دوستم همچنان به وی وفادار ماندند. پس از خروج طالبان از کابل، دسترسی دوستم به منابع مورد نیاز برای تامین این شبه نظامیان کاهش یافت. زیرا وی در کابل شهرتی نداشت و نیروهای نظامی افغان در طول سال های 2003 الی 2005 برای تشکیل یک ارتش حرفه ای در آن کشور، خلع سلاح شدند. 
در سال 2008 طالبان با جذب نیروهای غیر پشتون از مدارس ازبک و مردانی که در دهه 1990 علیه طالبان جنگیده بودند، فعالیت های خود در شمال افغانستان را گسترش داد. آن ها همچنین اعضای ناراضی جنبش ملی افغانستان (وابسته به دوستم) و برخی فرماندهان جهادی که در دولت بکار گرفته نشدند، را نیز جذب نمودند. البته این الگو محدود به شبه نظامیان جنبش ملی در شمال نبوده و فرماندهان شبه نظامی دیگر مناطق افغانستان که پس از خلع سلاح وضعیت معیشتی مناسبی نداشتند، به وسیله شبه نظامیان معارض دولت افغان، به کار گرفته شدند. 
پس از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 2014، دوستم شانس بیشتری برای مشارکت در حکومت به دست آورد و معاون اول اشرف غنی شد. وی از فرماندهان سابق خود برای استقرار در پست های دولتی و انتظامی مناطق تحت نفوذ خود در شمال استفاده نمود. "دوستم" در بازدید خود از ولایت جوزجان در سال 2015، دستور بسیج هزاران فرمانده و شبه نظامی را تحت عنوان "گروه خیزش مردمی" برای مبارزه با طالبان در همسایگی ولایات فاریاب و سرپل اعلام نمود. پس از اتهاماتی که اخیرا متوجه دوستم و افرادش شد و مسافرت وی به ترکیه، در سال 2015 و 2016 منابع وی برای بسیج شبه نظامیان علیه طالبان در فاریاب قطع شد. در نتیجه مردان وی به طالبان که در گذشته با آن می جنگیدند، ملحق شدند. مصاحبه با بزرگان پنج منطقه در فاریاب نشان میدهد که فرماندهان سابق جنبش ملی در صفوف طالبان خدمت می کنند. به عنوان مثال، محمد زمان یکی از فرماندهان مشهور سابق جنبش ملی، در میان شورشیان ولسوالی قیصار ولایت فاریاب می جنگد. ژوئن 2017 نیز 130 نفر از جنگجویان "خیزش مردمی دوستم" در ولسوالی کوهستان نیز به دلیل عدم تامین منابع، جبهه خود را تغییر دادند و به خطوط دشمن پیوستند. محمد اشرف یکی از فرماندهان خیزش مردمی و افرادش در ولسوالی المار نیز پس از این که شش ماه حقوق خود را دریافت نکردند، تصمیم الحاق به طالبان گرفتند. وی اکنون خود را ملا اشرف می نامد. 
برخی گزارش ها حاکی از آن است که فرماندهان ناراضی طالبان در همسایگی جوزجان، جبهه جدیدی با نام داعش خراسان تشکیل داده اند. البته جدایی آن ها دلایل ایدئولوژیکی نداشته و تنها برای اختلافات داخلی گروه های محلی طالبان بر سر جمع آوری مالیات روستائیان بوده است. سپس، برخی از فرماندهان سابق جنبش ملی از طالبان جدا شده و به داعش خراسان در آن منطقه پیوستند. ده فرمانده داعش در ولسوالی درزاب که بیش از 90 درصد از آن ولسوالی را تحت کنترل دارند، از فرماندهان اسبق جنبش ملی می باشند. از طرفی نیز تلاش های طالبان در اکتبر 2017 برای بیرون راندن آن ها از این منطقه با شکست مواجه شده است. این مسئله همچنین نشان دهنده تغییر روابط میان قدرتمندان محلی افغان و شبه نظامیان آن ها از سویی و جوامع از سوی دیگر می باشد. در گذشته جوامع برای دفع تهدیدات، خود به بسیج شبه نظامیان می پرداختند. در حالی که امروزه این شبه نظامیان با حمایت های دولت و قدرت های خارجی به فعالیت می پردازند. این نشان می دهد، فرمانده هان محلی دیگر به جوامع پاسخگو نمی باشند و مسئولیتی در قبال آن ها ندارند. این شبه نظامیان تنها خود را در برابر حامیان مسئول می دانند. در نتیجه با بروز مشکلات مالی و یا پیشنهادات بهتر، مواضع خود را تغییر می دهند. نتیجه ای که از این اتفاقات می توان گرفت، بسیار واضح است؛ "تجهیز شبه نظامیان جدید در افغانستان، بازی خطرناکی می باشد." درست است که این شبه نظامیان در برخی مناطق به شکل موفقیت آمیز با طالبان مقابله کرده اند. اما به هر حال تسلیح هزاران نفر خارج از نیروهای رسمی افغانستان اشتباه است. در زمان خروج نیروهای نظامی آمریکا و ناتو از افغانستان نیز این اشتباه مشکلات بیشتری را بوجود می آورد. کارشناسان بر این باورند، بهتر است ناتو و آمریکا به جای بسیج شبه نظامیان، بر پشتیبانی بیشتر از نیروهای امنیتی و نظامی رسمی افغانستان تمرکز نمایند و با همکاری قدرت های منطقه ای، راهی برای دستیابی به یک راه حل سیاسی با طالبان دست یابند. 

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما