انگليس در افغانستان به دنبال چيست ؟

16 بهمن 14:44
پرونده دولت انگليس در افغانستان ؛ بيشتر معطوف به تضعيف دولت مرکزي و غارت منابع معدني و نيز حمايت پنهاني از شبه نظاميان طالبان بوده است .

به گزارش خبرگزاری جهان اسلام؛ در پي تشديد بحران و ناامني در افغانستان که با حملات اخير تروريستي در کابل پايتخت افغانستان به اوج خود رسيد انگليس نيز فرصت را مناسب تشخيص داده و درتلاش است تا مجددا وارد افغانستان شود و موقعيت خود را در منطقه تحکيم بخشد .از اينرو بنگاه سخن پراکني انگليس موسوم به "بي بي سي" اخيرا گزارشي را منتشر کرد که در آن ادعا شده است هفتاد درصد از خاک افغانستان در معرض تهديد طالبان قرار دارد .اين شبکه در ادامه ادعاي خود تاکيد کرده است بعد از خروج نيروهاي خارجي در سال 2014 مناطق بيشتري از خاک افغانستان در معرض تهديد و يا کنترل طالبان قراردارد .
دولت افغانستان اين گزارش را بي اهميت دانسته و آن را رد کرده است . علاوه براين در شرايطي که تنش ميان آمريکا و پاکستان شدت گرفته و در خاک افغانستان با قدرت تمام ادامه دارد انگليس به اصطلاح در حمايت از افغانستان ،از پاکستان خواست تا گروههاي تروريستي در اين کشور را حمايت نکند .
موضع لندن درقبال افغانستان ،پاکستان وطالبان
موضع لندن درقبال افغانستان ،پاکستان وطالبان ازچند جهت قابل توجه و تامل است .
1-انگلستان به عنوان استعمار پير در بيش از يکصد سال گذشته از مردم افغانستان شکست سنگيني را متحمل شد و از اين کشور گريخت.مردم افغانستان در سه جنگ خونين ارتش امپراتوري انگليس را شکست دادند و دولت اين کشور را وادار به پذيرش استقلال افغانستان کردند.جنگ اول طي سالهاي 1839 تا 1842 صورت گرفت که ارتش افغانستان موفق به شکست ارتش انگليس شد .جنگ دوم طي سالهاي 1878 تا 1880 صورت گرفت که در اين جنگ نيز ارتش امپراطوري انگليس شکست خورد .
پيش از آغاز جنگ سوم غازي امان ا... خان پادشاه مشروطه خواه افغانستان از دولت انگليس خواست که به شکل مسالمت آميز و بدون جنگ ضمن بيرون بردن نيروهاي نظاميش از افغانستان استقلال اين کشور را به رسميت بشناسد.مخالفت انگليس با اين خواسته امان ا... خان باعث شد وي ضد امپراطوري انگليس وارد جنگ شود و ابتدا جنگ از سه حوزه ولايات قندهار ،ننگرهار و پکتيا آغاز شد و به سرعت حوزه هاي وسيعي را ضد ارتش انگليس در برگرفت .
جنگ سوم نيروهاي نظامي افغانستان ضد ارتش انگليس ششم مي سال 1919 آغاز و در اگوست همان سال با پيروزي غرور آفرين افغانها به پايان رسيد و 19 اگوست مصادف با 28 مرداد معاهده استقلال افغانستان از انگليس امضا شد. ارتش امپراطوري انگليس در حالي از مردم افغانستان شکست خورد که خود را شکست ناپذير مي دانست و مردم اين کشور با اخراج نيروهاي انگليسي از کشورشان شکست تلخ و دردناکي را به انگليس تحميل کردند که هنوز هم ارتش انگليس را نگران پيامدهاي حضور نيروهاي نظامي اين کشور در افغانستان مي کند .از اينرو انگيس که طعم تلخ سياست و موضع ضد بيگانه مردم افغانستان را چشيده است تا سالها خود را از صحنه افغانستان دور نگه داشت تا اينکه در سال 2001 در کنفرانس "بن" که براي افغانستان پس از طالبان تصميم گيري کرد انگليس به عنوان متولي مقابله با کشت خشخاش و توليد مواد مخدر در افغانستان انتخاب شد .اگرچه در زمان حمله آمريکا به افغانستان در زمان رياست جمهوري جرج بوش پسر انگليس در کنار آمريکا قرار داشت.
2-انگليس به عنوان اولين کشوري بود که با طالبان در موسي قلعه توافقنامه امضا کرد و با واگذاري امور امنيتي اين منطقه به طالبان نه تنها نيروهاي خود را در حاشيه امنيت قرار داد بلکه اقدام به استخراج و غارت منابع معدني موسي قلعه از جمله اورنيوم کرد .بنابراين انگليس حتي زودتر از آمريکا با دشمنان مردم افغانستان وارد معامله شد و طالبان را به عنوان يک گروه تاثير گذار در افغانستان به رسميت شناخت.
اين در حالي است که آمريکا و متحدان آن براي به اصطلاح مقابله با طالبان والقاعده به افغانستان لشکر کشي کرده و اين کشور را اشغال کرده بودند .
3-نيروهاي انگليس در بيش از 15 سال گذشته دست به هر جنايتي در افغانستان زده اند.براساس گزارشهاي منتشر شده نيروهاي انگليسي براي تفريح و در اختيار داشتن آمار کشته هاي خود در افغانستان بعد از قتل افغانها انگشتان آنها را قطع مي کردند .
4-انگليس که اکنون که خود را به اصطلاح مدافع افغانستان در برابر پاکستان نشان مي دهد با ترسيم خط فرضي ديورند تخم نفاق و تنش را ميان مردم منطقه کاشت و اکنون يکي از مهمترين مسايل تاثير گذار در روابط کابل و اسلام آباد خط فرضي ديوراند است.اين خط اواخر قرن 19 و در سال 1893 با دسيسه هاي انگليس و در رقابت با روسيه تزاري ميان عبدالرحمان خان حاکم وقت افغانستان و ديپلمات کارکشته انگليس به نام "هنري مورتيمر ديورند" امضا شد.در اواخر نيمه اول قرن نوزدهم روسيه تزاري و بريتانيا جهت تامين منافعشان هر کدام براي نفوذ بيشتر در افغانستان به عنوان دروازه ورود به هند و نقطه حاکم بر کشورهاي آسياي مرکزي نقشه مي کشيدند.ابتدا روسها در قالب يک پيمان سياسي با دوست محمد خان حاکم وقت افغانستان زمينه مداخلات خود در امور داخلي اين کشور را فراهم کرد .اين اقدام روسيه که سبب نگراني رقيبش بريتانيا شده بود موجب شد اين کشور با تطميع و يا اعمال فشار بر عبدالرحمن خان نقشه تقسيم پشتونستان را با ترسيم خط فرضي ديوراند عملي کند.
بريتانيا به بهانه تعيين سرحدات هند که تحت استعمار انگليس بود با افغانستان ،عبدالرحمن خان را وادار به امضا سندي نمود که قوم پشتون در منطقه را دو تيکه کرد . از اينرو خط فرضي ديورند بيش از آنکه تعيين کننده خطوط مرزي ميان افغانستان و هند به اصطلاح بريتانيا باشد پايه ريز اختلافات داخلي و فتنه بزرگي در ميان پشتونهاي افغانستان و شبه قاره شد.انگليس در يک برنامه حساب شده ابتدا بخش بزرگي از افغانستان شامل مناطق پشتون نشين و بلوچستان را از اين کشور جدا کرد و سپس با تجزيه هند در سال 1947 ،به گونه اي عمل کرد که پاکستان هم با هند داراي مشکل ارضي است و هم با افغانستان .در واقع انگليس با اين اقدام فتنه انگيزش ،پشتونستان و مردم مناطق پشتون نشين را به دو بخش تقسيم کرد که بخشي در افغانستان و بخشي هم در هند تحت استعمار انگليس قرار گرفتند که پس از تقسيم اين منطقه به هند و پاکستان ،بخش بزرگي از پشتونستان در اين کشور قرار گرفت .
حامد کرزاي رئيس جمهوري قبلي افغانستان در پاسخ به خواسته اسلام آباد در مورد خط ديورند اعلام کرد :"مناطق ان سوي خط ديوراند متعلق به افغانستان است و از زمان ايجاد آن هيچ حکومتي در افغانستان آنرا نپذيرفته و ما هم نخواهيم پذيرفت ."
5-بنگاه سخن پراکني بي بي سي اخيرا گزارشهايي را در مورد افغانستان منتشر مي کند که بيانگر تلاش ان براي دامن زدن به نفاق و تنش در جامعه افغانستان است .
نجيب ا... شريفي رئيس کميته مصونيت خبرنگاران افغانستان در نشست اخير خبري خود بنگاه خبر پراکني بريتانيا ،بي بي سي را به تفرقه افکني و تلاش براي ايجاد جنگ مذهبي در افغانستان متهم کرد .وي با اشاره به حمله اخير تروريستي به يکي ازمساجد کابل تاکيد کرد بي بي سي در تنظيم و انتشار اين خبر از عبارت "حمله به منطقه شيعه نشين کابل " استفاده کرد که مصداق تفرقه افکني و تلاش براي ايجاد جنگ فرقه اي در افغانستان است زيرا در کابل پايتخت افغانستان ،منطقه گرايي مذهبي تحت عنوان شيعه و سني مفهومي ندارد و انان در تمام مناطق کابل ساکن هستند وبدون توجه به نوع مذهب همواره زندگي مسالمت اميزي درکنارهم دارند .از اينرو اخيرا رسانه هاي غربي از جمله بي بي سي سياست تفرقه افکني و ايجاد جنگ مذهبي در افغانستان را در پيش گرفته اند .
علاوه براين بنگاه خبر پراکني بي بي سي اخيرا صفحه فيسبوک راديو بي بي سي را براي افغانستان به بي بي سي دري تغير داد که با انتقادات گسترده فارس زبانان روبرو شد .بيش از 180 تن از چهره هاي سرشناس فارسي زبان ضمن اعتراض شديد به اين اقدام بي بي سي انرا در راستاي تفرقه افکني انگليس در ميان مردم افغانستان دانستند .
نگاهي به عملکرد بنگاه خبر پراکني بريتانيا موسوم به بي بي سي در ماههاي اخير نشان مي دهد که "جنگ نرمي" را همزمان با تشديد خشونتهاي خونين در افغانستان ضد مردم اين کشور اغاز کرده است که در ابعاد مختلف هدف ان از بين بردن فرهنگ بومي ، اداب و رسوم ملي و مذهبي افغانستان و ايجاد جنگ مذهبي است که مصاديق فراواني در اين خصوص وجود دارد که رسانه هاي افغانستان با توجه به انها و انتشارشان تلاش کرده اند گوشه هايي از فتنه انگيزي بي بي سي را افشا کنند.
"مجيب خلوتگر " رئيس اجرايي ديدبان حمايت از رسانه هاي ازاد افغانستان :
انتشار گزارشهاي تفرقه افکنانه از سوي بي بي سي ،اعتبار انرا بيش از پيش بين مردم افغانستان از بين مي برد زيرا مغاير با قانون و اخلاق رسانه اي است " 
يکي از گزارشهايي که اخيرا بي بي سي بر مبناي ادعاي سخن گوي طالبان منتشر کرد و اعتراض گسترده محافل رسانه اي در افغانستان را برانگيخت، ادعاي انتحاري بودن حمله اخير فرزند ملاهبيت ا... سرکرده گروه طالبان به نقل از سخنگوي ان و تلاش براي شرعي جلوه دادن حملات انتحاري است .به گفته محافل رسانه اي افغانستان يک ادعا نمي تواند منبع مستقل باشد که بي بي سي انرا ادعا مي کند تا به دروغ پردازيهايش جنبه واقعي بدهد .
اين در حالي است که علماي افغانستان حملات انتحاري را محکوم و انرا غير شرعي و خلاف اموزه هاي دين اسلام اعلام کرده اند .
6-تاکيد بي بي سي براينکه بعد از سال 2014 زمان خروج بخشي از نيروهاي امريکا از افغانستان ،طالبان نفوذ خود را در اين کشور توسعه داده و 70 درصد از خاک افغانستان مورد تهديد اين گروه است نشان مي دهد که انگليس درصدد است ارتش و نيروهاي امنيتي افغانستان را فاقد اوان و اراده لازم براي مقابله با طالبان نشان دهد و در همان حال ادامه حضور نيروهاي خارجي در افغانستان مثبت و قابل توجيه نشان دهد .
7-مجموعه اقدامات دولت انگليس در افغانستان و عملکرد بنگاه خبر پراکني آن بي بي سي نشان مي دهد که دولت لندن درصدد گرفتن انتقام شکست سخت و خفت بار خود از مردم افغانستان است .به همين دليل دولت انگليس درصد است با حمايت از گروه طالبان و اينکه به عنوان يک گروه مهم تاثير گذار در تحولات افغانستان مطرح است دولت کابل را به دادن امتيازات لازم به طالبان تحت فشار قرار دهد.
اين توطئه بي بي سي نشان مي دهد که لندن سياست دوگانه اي را در قبال افغانستان اجرا مي کند.از يکسو از پاکستان مي خواهد به حمايتهاي خود از گروههاي تروريستي پايان دهد و از ديگر سو طالبان را گروهي موفق در افغانستان معرفي مي کند.البته درخواست لندن از پاکستان بيش از آنکه حمايت از دولت افغانستان باشد حمايت از موضع دونالد ترامپ رئيس جمهوري آمريکا در برابر دولت اسلام آباد است .از سوي ديگر دولت انگليس با حمايت از طالبان که گفته مي شود ابزار نيابتي پاکستان در افغانستان است مي کوشد دولت اين کشور را دولتي ضعيف دربرابر يک گروه شبه نظامي نشان دهد و به گونه اي با ميدان دادن به طالبان در افغانستان موقعيت خود را در اين کشور تحکيم بخشد .
جمع بندي 
انتقادات دولت انگليس و توطئه هاي بي بي سي بيش از انکه خلل در اراده مردم و ارتش افغانستان در مقابله با تروريستها ايجاد کند بيانگر ناکارآمدي بيش از 15 سال حضور نظامي آمريکا و انگليس و ساير متحدان آن در افغانستان بوده است .زيرا اگر آمريکا و انگليس به طور جدي و واقعي با تروريستها و مافياي مواد مخدر مقابله مي کردند افغانستان امروز شاهد تشديد بحران و ناآرامي نبود .بنابراين مي توان گفت در مدت 15 سال گذشته آمريکا و انگليس با مديريت بحران تلاش کرده اند افغانستان را ناآرام نگه دارند تا از اين طريق ضمن توجيه ادامه اشغال افغانستان منابع معدني اين کشور را در هياهوي ناامني و حشونت چپاول کنند و اکنون نيز دولت بريتانيا درصدد گرفتن انتقام سخت از مردم افغانستان در قبال شکست سنگين وخفت بار گذشته است .

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما