هند و پاکستان - نگاهی اجمالی به مساله کشمیر

11 خرداد 10:17
کشمیر منطقه‏ای در شمال غربی شبه قاره هند است که بین سه کشور هند، پاکستان و چین تقسیم شده است. این منطقه کوهستانی بوده و محل تلاقی سه رشته کوه معروف همالیا، هندوکش و قراقروم می‏باشد و قله "ک 2" دومین قله بلند جهان در آن قرار دارد.

کشمیر تحت کنترل هند شامل جامو و سری‏نگر و لداخ می‏باشد. کشمیر تحت کنترل پاکستان شامل منطقه گیلگیت و بلتستان و  نوار کشمیر آزاد می‏باشد.
هر دو کشور هند و پاکستان ادعای مالکیت کامل به محدوده کشمیر تحت کنترل طرف مقابل را دارند. منطقه‏ای از کشمیر با نام "اقصی" نیز تحت کنترل چین است که پاکستان آن را به رسمت می‏شناسد اما هند ادعای مالکیت آن را دارد این منطقه به علت آب و هوای خشک خود غیرمسکونی می‏باشد.
جدول مشخصات مناطق مختلف کشمیر:
نام منطقه تحت حاکمیت جمعیت تقریبی % مسلمان % هندو % بودایی % سایر
دره کشمیر هند حدود 4 میلیون 95 4  
جامو هند حدود 3 میلیون 30 66  4
لداخ هند حدود 5/2 میلیون 46  50 3
کشمیر آزاد پاکستان حدود 6/2 میلیون 100   
گیلگیت بلتستان پاکستان حدود 1 میلیون 99   
اقصی چین ---------- ------- ----- ----- -------

ایالت هندی جامو و کشمیر حدود ۱۰۱٬۴۳۷ کیلومتر مربع وسعت دارد. پایتخت تابستانی آن شهر تاریخی سرینگر و پایتخت زمستانی آن جامو است. منطقه تحت کنترل پاکستان از کشمیر آزاد به مرکزیت مظفر آباد با مساحت ۵٬۶۱۹ کیلومتر مربع و ایالت گیلیگت بلتستان با مساحت ۷۲٬۴۹۶ کیلومتر مربع تشکیل می‌شود و مساحت مناطق عمدتا خالی از سکنه تحت کنترل چین هم ۴۲٬۶۸۵ کیلومتر مربع است.
الف)تاریخچه‌ی کشمیر
تاریخ کشمیر به حدود چهار هزار سال قبل از‌ میلاد‌ مسیح‌ بازمی‌گردد. ده‏ها سـلسله‌ی‌ هندو، بودایی و غـیره تـا قرن چهارده میلادی بر کشمیر حکومت کرده‌اند. مسلمانان مدت 479 سال بر‌ کشمیر حکومت داشتند که 279 سـال از این دوره را کشمیر دارای استقلال‌ بود. در سال‌ 1579 میلادی اکبر شاه،پادشاه‌ ایلخانان مغول در هند، کشمیر را ضمیمه‌ی امپراتوری خـود نمود.
با سقوط امپراتوری ایلخانان مغول در هـند،کشمیر بـه مدت 67 سال (1819-1752)تحت تسلط افغان‌ها قرار گرفت. بعد از افاغنه نوبت به سیک‌ها رسید و کشمیر به مدت 27 سال تحت سلطه‌ی‌ سیک‌ها قرار گرفت.جنگ سیک‌ها با انگلیس که در 1 فوریه‌ی 1846 شروع شد و  با پیمانی لاهور منعقده در 9 مارس 1846 به پایان رسـید. انگلیسی‌ها به تدریج بر سراسر هند مسلط شدند. در این پیمان، حکومت "راجا‌ گلاب‌ سینگ" بر منطقه کشمیر به رسمیت شناخته شد و مقرر گردید که توافق نامه‌ی دیگری در این زمینه تنظیم شود و لذا در 16 مارس‌1846 توسط کمپانی هند شـرقی معاهده‏ای تـنظیم شد و طبق آن انگلیس‌ کشمیر‌ را به‌ مبلغ  5/7 میلیون روپیه به "راجا گلاب سینگ" فروخت و این فرد به‌عنوان مهاراجه‌ی جامو و کشمیر شناخته شد.
بر طبق همین موافقتنامه، مهاراجه متعهد‌ شد‌ که هرگونه اخـتلافی را کـه میان‌ جامو و کشمیر و همسایگان او به وجود آید، به انگلیس ارجاع داده و هرگونه تصمیمی که‌ اتخاذ گردد برای مهاراجه و جانشینانش الزام‌آور خواهد بود.
مهاراجه‌ بدون‌ رضایت‌ انگلیس‌ نمی‌توانست هیچ فرد انگلیسی، اروپایی و یا‌ امریکایی‌ را به استخدام خـود درآورد. طـبق این‌ موافقتنامه انگلیس قول داد به مهاراجه جهت حفظ سرزمینش از تجاوز خارجی کمک‌ نماید. این موافقتنامه که موافقتنامه‌ی‌ "امر‌تسر" نامیده می‌شد بعدها از طرف گروهی از مردم کشمیر‌ مورد‌ مخالفت قرار گرفت و اکثریت سکنه کشمیر که مسلمانان‌ بودند به مبارزه با این توافق‏نامه پرداختند. این درگیری‌ها به‌ خصوص‌ در‌ دهه‌ی 30 و 40 میلادی و پیش از استقلال هند و پاکستان به‌ اوج خود رسید.
ب)ریشه‌های مشکل کشمیر
قبل از استقلال هند و ایجاد پاکستان در سال 1947 حـدود‌ 600‌ ایـالت و منطقه کـوچک و بزرگ‌ در هندوستان تحت استعمار انگلیس وجود داشت در رابطه با‌ کـیفیت‌ اداره‏ی آتی ایالات بعد از خروج انگلیس از شبه‌قاره، اختلاف‌نظرهایی میان حزب مسلم لیگ(نماینده‌ی اکثریت مسلمانان) و حزب‌ کنگره(نماینده‌ی اکثریت‌ هندوها) وجود‌ داشت.جواهر‌ لعل نهرو مـعتقد بـود کـه هیچ‌کدام از ایالات در آینده نباید به‌طور مستقل‌ به‌ حاکمیت‌ خود ادامـه دهند و باید به هند و یا پاکستان‌ بپیوندند. این نظر مورد موافقت محمد‌ علی‌ جناح رهبر مسلم لیگ نبود. محمد علی جناح مـعتقد بـود که هریک از ایالات و مناطق دارای حق‌ حاکمیت‌ هستند. مواد قانون استقلال‌ هند که در تاریخ 16 ژوییه‌ی 1947 بـه تـصویب پارلمان انگلیس رسید، در‌ این‌ زمینه‌ روشن نبود. در این قانون فقط لغو برتری انگلیس بر شبه‌قاره‌ی جنوب آسـیا در تـاریخ‌ 15  آگـوست‌ 1947 هم چنین به خاتمه‌ی اعتبار موافقتنامه‌ها،قراردادها و تعهدات اشاره شده بود.
"لرد مونت‌ بـاتن‌" آخرین نایب السلطنه بریتانیا در هند بـه‌ ایـالات و مناطق خودمختار و تحت حاکمیت راجاها و نواب‏ها توصیه می‌نمود که به هند یا پاکستان بپیوندند. همچنین به آنها ‌تأکید شد که دولت انـگلیس،استقلال آنـها را نـخواهد پذیرفت و چاره‌یی جز پیوستن‌ به‌ هند‌ و یا پاکستان ندارند. لرد مونت باتن این نکته را نـیز روشـن ساخت که موقعیت جغرافیایی و منافع‌ گروهی‌ عواملی‌ هستند که باید از طرف حکمرانان ایالات جـهت الحـاق در نـظر گرفته‌ شوند. از طرف‌ مونت باتن همچنین به حکمرانان مناطق توصیه شد که براساس موضوع‌هایی چـون‌ دفاع ارتـباطات و امور خارجی‌ به‌ هند و یا پاکستان ملحق شوند در غیر این صورت ممکن‌ است از‌ مـنابع‌ تـأمین سـلاح‌های مدرن محروم گردند. در دهه‌ی 40‌ که‌ موضع‌ استقلال هند و تأسیس پاکستان و خروج انگلیس‌ از‌ شبه‌قاره مطرح بـود، فرمانروای کـشمیر هندو بود ولی‌ اکثریت جمعیت این منطقه حدود 1/78  درصد‌ مسلمان‌ بودند. در ژوئن 1947  میان مردم‌ مـنطقه‌ پونـج و نـیروهای‌ مهاراجه‌ کشمیر به دلیل نپرداختن‌ مالیات از طرف‌ مردم‌ درگیری‌هایی به وجود آمد.در این میان تعدادی از احـزاب کـشمیری از جـمله کنفرانس‌ دهقانان‌ و کارگران حزب سوسیالیست و حزب‌ کنفرانس سراسری مسلمانان‌ جامو و کشمیر‌ علاقه‌مند بـه پیـوستن به پاکستان‌ بودند. در‌ 19 ژوییه‌ی 1947 حزب کنفرانس‌ مسلمانان در قطعنامه‌یی خواستار الحاق کشمیر به پاکستان گردید.در‌ این‌ میان مـهاراجه‌ی‌ کشمیر بـه پاکستان و هند‌ پیشنهاد‌ امضای قرارداد مربوط‌ به‌ توقف اقدامات در کشمیر را‌ نمود و‌ پاکـستان آن را پذیـرفت ولی هند نه پیشنهاد را پذیرفت و نه آن را‌ رد‌ کرد.
در پونـج درگـیری‌های‌ مسلحانه مـیان مردم و نیروهای‌ مهاراجه تشدید‌ شد‌ و حکومت نـظامی بـرقرار گردید‌ و در نتیجه مناطقی مانند پونج- مظفرآباد- برامولا و بهیمیر و کوتلی به کنترل مردم درآمد و این‌ وضعیت‌ بـاعث‌ آغـاز تشکیل حکومت آزاد کشمیر در‌ مظفرآباد‌ گـردید.ادامه‌ی‌ درگـیری‌ها‌ و کشته‌ شـدن مـسلمانان بـاعث‌ شد‌ تا گروه‌هایی از مردم و قبایل ایـالت سـرحد شمال غربی از مرز کشمیر گذشته و به کشمیری‌های‌ در‌ نبرد‌ علیه مهاراجه بپیوندند.در 24 اکتبر 1947 مـهاراجه‌ تقاضای‌ الحـاق‌ به‌ هند‌ را‌ نمود‌ و خواستار کمک نـظامی گردید.در 26 اکتبر 1947 مهاراجه‌ سند الحـاق کـشمیر به هند را امضا نمود و در 27 اکـتبر هـند آن را پذیرفت و نیروهای نظامی‌ به‌ کشمیر اعزام کرد.
بعد از الحاق جامو و کشمیر به هند، نهرو تلگرافی به نـخست وزیر انگلیس‌ مخابره نمود و او را از اوضاع وخـیم کـشمیر و ایـن‌که هند، به‌ دلیل‌ تـعهدی کـه نسبت به حفظ منافع مـلی خـود دارد اجبارا به کشمیر کمک نظامی نموده، مطلع ساخت. نهرو تلگراف‌ دیگری به لیاقت علی خان نخست وزیـر وقـت پاکستان مخابره نمود که در آن‌ بـه‌ ایـن نکته اشـاره‌ شده بـود کـه الحاق کشمیر مربوط بـه مردم ایالت و تصمیم آنهاست. حکومت هند هیچ‌ علاقه‌یی به تحمیل تصمیمی بر مردم کشمیر ندارد‌ و نظر مـردم را خـواهد پذیرفت‌ اما‌ چنین‌ امری بعد از برقراری صـلح و نـظم و قـانون مـی‌تواند بـه دست آید. نهرو از پاکـستان خـواسته بود تا مهاجمین را که از پاکستان وارد کشمیر‌ شده‌اند‌ بازگرداند.
نخست وزیر پاکستان در‌ 28 اکتبر در بخشی از پاسخی که برای نخست وزیر هـند فرستاد گـفت...مردم مـسلمان پونج مورد حمله قرار گرفتند و مسلمانان جامو بـه وسـیله‌ی‌ افرادی کـه از طـرف نـیروهای حکومت کشمیر هدایت می‌شدند، قتل‌عام‌ شدند.اقدام‌ اعزام نیرو به کشمیر به بهانه‌ی الحاق، امور را بی‌اندازه بدتر نموده است. مردم همه‌ی منطقه‌ی ایالت سرحد (خیبرپختونخوا کنونی) دچار  خشم و ناراحتی هستند و مسؤولیت آنچه اتفاق‌ می‌افتد‌ با آنهاست.
نخست وزیر پاکستان الحاق کشمیر به هند را سیاستی از پیش تعیین شده خواند. پاکستان به این نکته اشاره‌ کرد که الحاق کشمیر به هند براساس تقلب و خـشونت بـوده‌ و نمی‌تواند‌ به‌ رسمیت شناخته شود.
این موضوع باعث ایجاد مشکل میان هند و پاکستان شد.
هند،پاکستان را متهم به‌ عملیات نظامی و ‌‌یا‌ حمایت از گروه‌ها می‌نمود و پاکستان هند را متهم می‌کرد که کشمیر را‌ با زور‌ به‌ این کـشور مـلحق نموده است.تلاش‌ها و اقدام‌هایی که طی ماه‌های آخر سال 1947 به‌ عمل آمد‌ به جایی نرسید و موضوع کـشمیر بـرای دهه‌های‌ بعد‌ به مهم‌ترین مـشکل مـیان هند و پاکستان تبدیل شد.
ج)مسأله‌ی کشمیر و جنگ‌های هند و پاکستان
در نیمه‌ی دوم سال 1948 درگیری‌ها در کشمیر ادامه یافت. این درگیری بین گروه‌هایی از کشمیری‌ها که اکنون مناطقی را در‌ اختیار داشتند و نیروهای قبایلی که هند معتقد بـود پاکـستان‌ آنها را در عمل اعزام نموده و پاکـستان می‌گفت به صورت خودجوش و در حمایت از کشمیری‌ها به‌ خاک آنها رفته‌اند از یک طرف‌ و نیروهای هندی که در اکتبر 1947 بعد از الحاق کشمیر به هند، وارد سرینگر و نقاطی از کشمیر شده بودند، روی می‌داد.
نیروهای پاکستانی در ماه‌ می 1948 به حـمایت از نـیروهای قبایل‌ و به منظور جلوگیری از پیشرفت بیشتر ارتش هند که‌ نقاطی را از نیروهای کشمیری و قبایل پس گرفته بود و مظفرآباد مرکز حکومت جدید آزاد کشمیر که مورد تهدید بود، وارد نبرد‌ شد.این‌ اولین نبرد محدود میان دو کـشور جـدید در کشمیر بـود. جنگ،مدتی تقریبا طولانی ادامه یافت.در 13 آگوست 1948  کمیسیون سازمان ملل‌ برای هند و پاکستان قطعنامه‌یی به تصویب رساند که در آن خواسته‌ شـده‌ بود‌ دو کشور ترتیبات آتش‌بس را که‌ از‌ طرف‌ ناظران نظامی سازمان ملل مورد نـظارت قـرار بـگیرد،بپذیرند. ولی این ترتیبات به دلیل نظرهای طرفین در عمل تا ژانویه‌ی 1949 به تأخیر‌ افتاد. در‌ این‌ قطعنامه‌ هم چنین گفته شـد ‌ ‌کـه آینده‌ی ایالت جامو‌ و کشمیر طبق نظر وآرای مردم منطقه تعیین خواهد شد.
جنگ 1965
بین سال‌های 1948 و 1965،اختلاف‌ها و بحث‌ها و بـعضی درگـیری‌های مـرزی میان‌ پاکستان‌ و هند‌ در رابطه با کشمیر ادامه یافت از جمله در سال‌ 1963  به دنبال مفقود شدن یکی از‌ آثار مـقدس مسلمانان از مسجدی در سرینگر و با شروع تظاهرات در کشمیر‌ علیه‌ این‌ عمل، روابط دو کشور بار دیـگر کم‌وبیش تحت‌تأثیر این امر قـرار گرفت‌ و موضوع در شورای امنیت‌ سازمان ملل متحد مورد بررسی قرار گرفت و شورای مذکور از هردو کشور‌ هند‌ و پاکستان‌ خواست، مشکل را از طریق مذاکرات مستقیم حل‌وفصل کنند.
مورد دیگری که حساسیت پاکستان‌ را‌ برانگیخت‌ اعلامیه‌ی هند بود مبنی بر این‌که‌ مفاد مـواد 356 و 357 قانون اساسی هند در‌ مورد‌ کشمیر‌ قابل اجرا خواهد بود.این اقدام‌ موقعیت ویژه‌یی را که کشمیر براساس ماده‌ی 370 قانون اساسی‌ هند‌ دارا بود از بین می‌برد. پاکستانی‌ها این اقدام را به‌عنوان دلیلی بر خیانت هند‌ نسبت‌ به‌ تـفاهم "شـاستری" نخست وزیر وقت هند و ایوب خان رییس جمهوری وقت پاکستان در ملاقات‌ اکتبر‌ 1964 مبنی بر این‌که‌ مسأله‌ی کشمیر برای مدتی کنار گذارده شود، تلقی کردند.
در آوریل 1956 مجلس‌ کشمیر‌ لایحه‌یی را به تصویب رساند که براساس آن عـنوان‌ رییس کـشور در کشمیر به استاندار و عنوان‌ نخست وزیر کشمیر به سر وزیر ایالتی تبدیل شد. در ضمن از اوایل‌ سال‌ 1956 درگیری‌های مرزی تا حدی افزایش یافت و شدیدترین این‌ درگیری‌ها در 9 آوریل 1962 در منطقه‌ی‌ کوچ‌ شروع‌ شد‌ و هـر طـرف،دیگری را محرک وقوع‌ حادثه دانست.
این درگیری با میانجیگری هارولد ویلسون‌ نخست‌ وزیر وقت انگلیس پایان یافت‌ ولی اختلاف به جای خود باقی ماند.
در ماه می 1965 به دنبال‌ دستگیری‌ شیخ عبد الله در کشمیر،تظاهرات طرفداران وی به‌ تدریج تـبدیل بـه یک مقاومت‌ مسلحانه‌ شد و در 9 آگوست یـک رادیـو‌ بـه‌ نام‌ صدای کشمیر  اعلام کرد که شورای انقلابی‌ به‌ منظور جنگ آزادیبخش علیه هند تشکیل شده است به‌ نظر می‌رسید که در همین‌ زمان‌ پاکستان نیز تصمیم گرفته بود‌ که‌ در سطح‌ گسترده‌یی‌ به‌ رشـد یک جنبش چریکی ضد هند کمک‌ کند. عواملی‌ که در اتخاذ چنین تصمیمی مؤثر بوده‌ است را صاحب‌نظران پاکستان چنین برشمرده‌اند.
1/ ا  سازمان‌ ملل قادر بـه حـل مـسأله کشمیر نیست.
2/ کمک‌های نظامی که‌ بعد‌ از جنگ هند و چین‌ در‌ سال 1962 بـه هند شد حجم زیادی داشت.
3/ رشد روابط دوستانه میان چین و پاکستان‌ به‌ نحوی که باعث شد شوروی‌ روش‌ محتاطانه‌تری‌ نسبت‌ به منازعه پاکستان‌ و هند در پیش گیرد‌ و بیان این نکته از طرف هند که‌ کشمیر بخش داخلی هند شـده است.
طبق گـفته‌ی یک‌ ژنرال‌ هندی‌چریک‌های آموزش دیده تحت عنوان عملیات‌ جبل‌ الطارق‌1با‌ هدف ایجاد‌ تشکل‌ سیاسی‌ و کمک به کـشمیری‌ها‌ بـه مـنظور قیام و شورش علیه‌ حکومت خود به کشمیر هند فرستاده شدند.
پاسخ اولیه‌ی هند،بستن جاده‌های‌ نـفوذی‌ ایـن گـروه‌ها از طریق اشغال پست‌هایی‌ در کنار‌ خط‌ آتش‌بس‌ و حملات متقابل بود.در‌ این‌ میان نیروهای آزاد کشمیر با حمایت نیروهای‌ پاکستان در اول سپتامبر 1965 به طرف آخنور در منطقه‌ی چام‌ جوران به‌ پیش‌ رفتند و در 6 سپتامبر 1965جنگ میان‌ دو‌ کشور‌ شـروع‌ شـد.این‌ جنگ‌ به مدت 71 روز طول کشید و چند ماه بعد از آتش‌بس،موافقنامه‌ی تاشکند بین دو کشور بـه امـضا رسید.
جنگ 1971
اگرچه جـنگ هند و پاکستان در سال 1971به‌ دلیل بحران پاکستان شرقی(بنگلادش‌ هند)بود ولی به گفته‌ی صاحب‌نظران پاکستانی در این جـنگ، هند بـخشی از خاک آزاد کشمیر را در منطقه‌ی خط آتش‌بس به تصرف خود درآورد و بعدا از طریق موافقتنامه‌ی‌ شیملا‌ کـه در سـال 1972مـیان دو کشور به امضا رسید، اقدام هند پوشش قانونی به خود گرفت.یکی از مواد موافقتنامه‌ی شیملا در ارتباط با کـشمیر مـی‌باشد.بر طبق این ماده خط کنترل که‌ نتیجه‌ی‌ آتش‌بس‌ دسامبر 1971می‌باشد از هردو طرف رعـایت خـواهد شد.
به عـبارت دیگر خط آتش‌بس قبلی در کشمیر به "خط کنترل" در ‌دسامبر 1971میان دو کشور تبدیل شد.علاوه بـر ایـن در توافقتنامه‌ی شیملا اصول‌ تماس‌های دو جانبه که بر پایه‌ی آن دو طرف باید از طریق مذاکرات دو‌ جانبه‌ اختلاف‌های‌ موجود میان خود را‌ حل‌ کنند،گنجانده شد.
دلایل پاکستان برای لزوم الحاق کشمیر به این کشور:
1/ در مورد کشمیر بر این اساس که مناطقی کـه اکـثریت جمعیت آنها مسلمان هستند باید بخشی از پاکستان شوند،عمل نشده است.از کل جمعیت کـشمیر‌ در‌ دهـه‌ی 40 میلادی 77 درصد مسلمان بوده‌اند.
2/ جامو و کشمیر از نظر جغرافیایی به پاکستان مـتصل مـی‌باشد. ارتباط ایـن منطقه به‌ جهان خارج نیز از طریق جاده‌ی درهـ‌ی جـهلم بوده است که در خاک پاکستان قرار‌ دارد،علاوه‌ بر آن ارتباط‌ این منطقه با خـارج از طـریق راه‌آهن نیز از خاک پاکستان می‌گذشت.
3/ از نـظر اقـتصادی نیز بـرای کـالاهای‌ اسـاسی مانند نمک-شکر-بنزین و بعضی دیگر کالاها متکی بـه پاکـستان است.
4/ سیستم ارتباطاتی‌ کشمیر‌ نیز‌ از طریق پاکستان می‌گذرد.سیستم پست و تلگراف‌ منطقه به وسیله‌ی پاکستان اداره می‌شد.
5/ فرهنگ کـشمیر و یـا دست‌کم بخش‌هایی ‌‌از‌ آن شبیه به پنجاب غـربی است که ملحق بـه‌ پاکستان شد.
6/ از نـظر اقتصادی آب‌ رودخانه‌های‌ سند،جهلم‌ و جـناب کـه از سرزمین کشمیر سرچشمه می‌گیرد،برای کشاورزی پاکستان اهمیت اساسی دارد و اگر کشمیر‌ به هند ملحق‌ شود،همین وضـعیت بـرای سه رودخانه دیگر خواهد بـود و نـه تـنها‌ آب رودخانه‌هایی که از‌ هـند سرچشمه‌ گـرفته و به خاک پاکستان وارد مـی‌شود بـلکه آب رودخانه‌هایی که از کشمیر نیز سرچشمه می‌گیرد و به خاک پاکستان سرازیر می‌شود نیز در چنین صورتی در کـنترل هـند قرار خواهد گرفت.
نخست وزیر‌ پاکستان در سال 1951 در مورد اهمیت راهـبردی کـشمیر برای پاکـستان‌ گفت:«کشمیر برای پاکستان دارای اهمیت راهبردی اسـت. برای ادامه‌ی حـیات‌ پاکستان‌ کشمیر لازم است و از نظر طبیعی نیز کشمیر متعلق به پاکستان است.
7/ الحاق کشمیربه هند از نظر قانونی بی‌ارزش می‌باشد.زیرا خلاف قرارداد مربوط به‌ توقف اقدامات می‌باشد که حاکم جامو و کشمیر در 12 آگوست 1947 با پاکستان امضا نموده‌ است.
دلایل هند برای لزوم الحاق کشمیر به این کشور:
ارتباط تاریخی‌ و فرهنگی میان این ایالت‌ و هند‌ وجود دارد و بخشی از هند بوده‌ است.
1/ از نظر راهبردی،کشمیر برای امنیت هند از ابتدای تاریخ خیلی مهم بوده است. کشمیر تنها پنجره‌ هند‌ به‌ جمهوری‌های آسیای مرکزی در شمال-افغانستان در غرب و چـین‌ در‌ شـرق می‌باشد.
2/ از نظر اقتصادی نیز منافع مردم این منطقه ایجاب می‌نماید که این ایالت به هند ملحق گردد.
3/ الحاق کشمیر به‌ هند‌ از‌ طریق تصمیم مهاراجه به انجام چنین اقدامی بوده و این‌ از اصولی است کـه در مـورد الحاق ایالات به هند و یا پاکستان مراعات می‌شد
هـ) تحولات از سال 1972 تا‌ بحران‌ کارگیل
تحولات سال 1970 و 1971 در پاکستان شرقی و غربی و بالاخره‌ جنگ‌ دسامبر 1971 میان دو کشور هند و پاکستان منجر بـه جـدایی پاکستان شرقی(استقلال بنگلادش)از کل پاکستان شـد.موافقتنامه‌ی شـیملا‌ در‌ سال‌ 1972 میان دو کشور هند و پاکستان به امضا رسید و براساس آن‌ تماس‌ دو‌ جانبه از جمله برای حل مسأله‌ی کشمیر مورد تأیید قرار گرفت‌ ولی عملا هیچ نتیجه‌ی‌ مـهمی‌ در‌ زمـینه‌ی حل مشکل کشمیر بـه پایـه‌ی این توافق نیز در دهه‌های 70 و 80 به‌ دست‌ نیامد.مشکلات موجود در روابط دو کشور ادامه یافت تا موضوع‌ جدیدی به نام مسأله‌ی‌ فن‌آوری‌ هسته‏ای‌ نیز به‌عنوان مشکل جدیدی در روابط این دو پدیدار گشت.
برخوردهای دو طرف در رابطه با‌ مـنطقه‌ی‌ یـخچال طبیعی سیاچین که به‌طور مستقیم مربوط به مسأله‌ی کشمیر می‌شد در دهه‌ی 80 حساسیت‌های بیشتری را ایجاد کرد.به گفته‌ی پاکستانی‌ها در منطقه‌ی مرتفع یخچالی‌ سیاچین‌ خط‌ آتش‌بس و بعدا خط کنترل به خـوبی مـشخص نشده اسـت.شرایط آب‌وهوایی‌ اجازه نداده‌ است‌ که‌ هند و پاکستان برای تعیین خط مربوطه اقدام نمایند. در این منطقه در دهه‌ی 80 چند بـار‌ درگیری‌های‌ نسبتا‌ شدیدی میان دو طرف به وقوع پیوست.
پاکستان معتقد است که طـبق اسـنادی‌ کـه‌ موجود می‌باشد از جمله نقشه‌های‌ جغرافیایی که به وسیله‌ی مؤسسات امریکایی و انگلیسی منتشر شده و موافقتنامه‌ی‌ کراچی‌ در‌ سال 1949 و مقدمه‌ی مـوافقت ‌ ‌مـرزی پاکستان و چین(1963)کنترل این منطقه با‌ پاکستان بوده است.
علاوه بر آن مردم منطقه نه‌ فقط‌ پول‌ رایـج پاکـستانی بـه کار می‌برند،بلکه به زبان‌ ایالتی‌ که‌ متعلق به بلتستان که بخشی از پاکستان می‌باشد نیز سخن مـی‌گویند.هند معتقد است‌ از‌ آنجا که مهاراجه‌ی کشمیر، الحاق این منطقه‌ به‌ هند را‌ امضا‌ نمود،مناطق‌ شمالی کـه بخشی از ایالت‌ جامو و کشمیر‌ بـوده در حـوزه‌ی قدرت هند قرار می‌گیرد.
تا اوایل دهه‌ی 80 موضوع منطقه‌ی‌ سیاچین مشکلی مهمی محسوب نمی‌شد.ولی‌ در این دهه همان‌طور‌ که‌ گفته شد درگیری‌هایی میان دو طرف‌ در‌ این منطقه روی داد.
مشکل دیگری که از نظر پاکستانی‌ها در ارتباط با مسأله‌ی‌ کـشمیر‌ طی این دو دهه روی‌ داد،اجرای‌ پروژه‌ی‌ دریاچه‌ی‌ وولر بر روی‌ رودخانه‌ی‌ جهلم بود که قرار‌ بود‌ توسط دولت هند ساخته شود.از نظر پاکستان اهمیت راهبردی این مورد به این دلیل بود‌ که‌ هند از طریق‌ ذخیره‌ی آب مـی‌تواند تـهدیدی‌ برای‌ زمین‌های کشاورزی‌ در‌ پنجاب‌ باشد.به گفته‌ی پاکستان‌ هزاران هکتار‌ از زمین‌های کشاورزی این کشور به وسیله‌ی رودخانه‌ی جهلم و شعبه‌های آن‌ سیراب می‌شوند.احداث چنین طرحی‌ به‌ هند این‌قدرت را می‌داد که هر‌ زمان‌ بخواهد‌ جـریان‌ آب‌ را‌ قطع کند.
طبق نظر‌ پاکستان‌ سد منگلا در پاکستان که به وسیله‌ی رودخانه‌ی جهلم آبگیری‌ می‌شود،در صورت اجرای طرح وولر دچار خطر‌ خواهد‌ شد‌ و علاوه بر آن داشتن ذخایر آبی‌ در‌ پشت‌ سد‌ مذکور‌ به‌ هند‌ ایـن اخـتیار را می‌دهد تا هر زمان که بخواهد به خصوص در دوران‌ جنگ می‌تواند با سرازیر کردن آب به مناطق پایین دست مشکلاتی برای پاکستان ایجاد نماید.
جنگ کارگیل
با پایان زمستان 1999 مـانند گـذشته درگیری‌هایی میان نیروهای هندی و گروه‌های مسلمان و مسلح در‌ کـشمیر‌ انـتظار می‌رفت ولی این درگیری‌ها تفاوت‌هایی با سال‌های گذشته داشت که از جمله می‌توان به گسترش وسعت درگیری‌ها،به حالت آماده‌باش درآمدن‌ نیروهای مسلح در هردو کـشور‌ هـند‌ و پاکـستان،دخالت نیروی هوایی هند‌ در‌ درگیری‌ها که از سال 1971 به بعد در این‌گونه عـملیات شرکت نداشت، استفاده‌ی گسترده از عملیات نظامی طولانی بودن عملیات به‌طور نسبی و تبلیغات گسترده و این‌که‌ این‌ وضعیت یک سال بعد‌ از آزمایش‌های‌ اتـمی سـال گـذشته‌ی دو کشور به وجود آمد،اشاره نمود.
دولت هند معتقد بود‌ که گروهی بیگانه‌ی مـسلح کـه توسط ارتش پاکستان تعلیم و آموزش دیده‌اند و در میان آنها افراد پاکستانی نیز وجود دارد. این افراد با‌ حمایت‌ دولت پاکستان از خط کنترل گذشته و بخش‌هایی را در مـنطقه‌ مرتفع کارگیل در بخش هندی خط کنترل به اشغال خود درآوردند.
هند ‌‌عـملیات‌ گـروه‌های مـذکور را نوعی تجاوز به خاک خود تلقی کرده و از مهاجمین به‌عنوان‌ مزدوران‌ و تروریست‌های تحت حمایت پاکستان نـام برد.هند از پاکستان خواست تا ارتفاعات کارگیل را با وادار‌ نمودن مجاهدین به ترک مـواضع راهـبردی‌ تخلیه نـماید.
از سوی دیگر دولت پاکستان و رسانه‌های‌ این کشور عملیات فوق‌ را‌ به‌عنوان‌ قیام مردمی و مجاهدین کشمیری یاد کرده و مـداخله‌ی پاکـستان را رد و هند را متهم نموده که با تبلیغات سوء،سعی می‌کند نیروهای مسلح پاکستان را بدنام کـند. نکته‌ی قابل ذکر این‌که در مـدت قـریب‌ به‌ دو ماهی که درگیری میان نیروهای هندی و گروه‌هایی که منطقه‌ی کارگیل را به تسلط درآورده بودند،ادامه داشت و هـردو کـشور بر این امر تأکید داشتند که این درگیری‌ها به جنگ گسترده‌ و کاملی مـیان آنـها تبدیل نگردد.
پاکستان‌ تلاش نمود تا با تشدید بـحران، آن را در سـطح بـین‌المللی مطرح کند و به آن بعد بین‌المللی‌ داده شـود. برخلاف‌ پاکستان‌ هند‌ نه تنها تمایلی بـه بـین‌المللی شدن بحران‌ کشمیر و مسأله‌ی اخیر آن نداشته و نـدارد بلکه از تلاش‌های پاکستان در ایـن زمـینه‌ تا‌ حدی‌ نگران‌ نیز بود.هند مـیانجیگری طـرف ثالث را نیز رد‌ کرد.البته‌ موضع امریکا و بیانیه‌ی گروه 8 بیشتر خوش‌آیند هند بود و پاکستان چـندان رضـایتی از این مواضع نداشت.دبیر کل سـازمان‌ ملل‌ نـیز‌ از‌ تـشدید بحران اظهار نـگرانی نـمود ولی سازمان ملل قطعنامه‌یی در‌ ایـن مـورد صادر ننمود.سازمان ملل متحد از ابتدای مسأله‌ی کشمیر در جریان این موضوع بوده و قطعنامه‌های‌ متعددی صادر نموده‌ اسـت.چین‌ نـیز‌ موضع بی‌طرفی اتخاذ نمود.
هـ)پایان بحران کارگیل:
پس از دو ماه درگیری در منطقه‌ی کارگیل، به‌ دنبال سفر نخست‌ وزیر وقت پاکستان نوازشرف  به امریکا و ملاقات با کلینتون بیانیه‌یی صادر شد‌ که‌ در‌ بخشی از آن گفته شد رییس جمهوری امریکا و نخست وزیر پاکستان بر این نکته توافق‌ کردند‌ که درگیری جاری در منطقه‌ی کارگیل در کشمیر خطرناک بوده و نطفه درگیری‌های‌ گسترده‌تری‌ را‌ می‌کارد. در اعلامیه‌ هم‌چنین گفته شده که مذاکرات دو جانبه که در فـوریه‌ی 1999 در لاهـور شروع‌ شد،بهترین‌ زمینه‌ برای‌ حل تمام مشکلات موجود میان پاکستان و هند از جمله کشمیر می‌باشد. در‌ بیانیه‌آمده است که پاکستان موافقت نموده اقدام‌های اساسی جهت اعاده وضعیت خط کنترل که‌ نیروهای پاکستان و هند‌ را‌ در کـشمیر از هـم جدا می‌سازد به عمل آید.
یک‌ هفته‌ بعد از پایان سفر نخست‌ وزیر‌ پاکستان به‌ امریکا،به‌ تقاضای‌ پاکستان‌ خروج نیروهای کشمیری از منطقه کارگیل‌ به‌ تدریج آغاز شد در حالی که احـزاب مـخالف در پاکستان و تعدادی از‌ احزاب‌ کـشمیری بـا موافقتنامه‌ی کلینتون-نواز شریف مخالفت‌ نمودند.
بررسی برخی از قطعنامه‌های سازمان ملل متحد درباره‌ی مسأله‌ی کشمیر
1/ مشکل کشمیر‌ در‌ منطقه‌ی جنوب آسیا در سال‌های‌ اولیه‌ی‌ سازمان‌ ملل متحد بـه‌ وجود‌ آمـد.برای‌ اولین بار هند در‌ تاریخ‌ 3 دسامبر 1947 مسأله‌ی کشمیر را به شورای امنیت‌ سازمان ملل متحد ارجاع نمود و پاکستان‌ را متهم به کمک رسانی به مهاجمان به این منطقه کرد.
شورای امنیت در 2 ژانویه‌ی 1948 قطعنامه‌یی به شماره‌ی 6/456 صادر‌ نمود‌ و کمیسیونی و تحت عنوان کمیسیون سازمان‌ ملل‌ متحد‌ برای‌ هند‌ و پاکستان‌ تشکیل داد.ایـن‌ کمیسیون‌ مرکب‌ از سه عضو بود.
2/ در 12 آوریل 1948 قطعنامه‌ی دیگری از طرف سازمان ملل متحد صـادر شـد‌ کـه‌ تعداد‌ اعضای‌ کمیسیون را از سه نفر به پنج‌ نفر‌ افزایش‌ داد.وظایف‌ اصلی‌ این‌ کمیسیون که قرار شد سریعا کار خـود ‌ ‌را شـروع کند عبارتند بود از:
× میانجیگری به منظور برقراری صلح میان هند و پاکستان از طریق اقدام‌های لازم
× برگزاری یـک هـمه‌پرسی بـا‌ همکاری هند و پاکستان هیأت اعزامی کمیسیون مذکور در تاریخ 7 ژوییه‌ی 1948 وارد شبه‌قاره گردید و ناظران سازمان ملل متحد در کشمیر مـستقر‌ شدند‌ تا موارد نقض آتش‌بس را گزارش نمایند.با توجه به این‌که هند و پاکستان در مورد نـقش کمیسیون،هرکدام نظر خاص خـود را داشـتند،لذا این کمیسیون در عمل با مشکلاتی روبه‌رو گردید.
3/ در تاریخ‌ 13 آگوست 1948(بعد از پایان جنگ اول هند و پاکستان) کمیسیون‌ سازمان ملل متحد برای هند و پاکستان قطعنامه‌ی دیگری صادر نمود.در این قطعنامه اصول‌ و مقررات‌ مربوط‌ به برقراری آتش‌بس تنظیم و در‌ ضـمن بر این نکته نیز تأکید شده بود که‌ آینده‌ی ایالت جامو و کشمیر طبق خواسته مردم کشمیر بعد از اجرای آتش‌بس و موافقتنامه‌های‌ مربوط به‌ متارکه‌ی‌ درگیری در ایالت،تعیین خواهد‌ شد.
4/در 5 ژانویه‌ی 1949 قطعنامه‌ی دیگری توسط کمیسیون سازمان مـلل مـتحد برای‌ هند و پاکستان صادر گردید که بر انجام همه‌پرسی تأکید کرد.
5/ در ماه دسامبر 1949 در شورای امنیت تصمیم گرفته شد‌ که‌ ژنرال مک نوگ تون‌1 کانادایی که ریاست شورا را برعهده داشت،به‌طور مستقیم میان هیأت نـمایندگی هـند و پاکستان در سازمان ملل میانجیگری نماید.هند این تصمیم  را رد کرد.به نظر هند طرحی که از‌ طرف‌ ژنرال‌ کانادایی ارایه‌ شده بود،می‌توانست تلاشی در جهت مشروعیت دادن به عمل پاکستان‌ باشد.
6/ در 14 مارس 1950 شورای امنیت طی قطعنامه‌یی‌ کمیسیون سازمان ملل مـتحد برای هـند و پاکستان را منحل و به‌ جای‌ آن‌ نماینده‌یی جهت کمک به غیر نظامی کردن امر تعیین نمود.
7/ در آوریل 1950 اون دیکسون‌ یک قاضی استرالیایی به‌عنوان نماینده‌ی ‌‌سازمان‌ ملل‌ متحد برای هند و پاکستان معین شد.وی بعد از انجام مـذاکراتی بـا مـسؤولان‌ هند‌ و پاکستان گزارش خود را در سپتامبر 1950 بـه سـازمان مـلل‌ متحد ارایه نمود.نامبرده پیشنهاد کرد که برگزاری همه‌پرسی به شکل موردنظر فعلی نمی‌تواند اساس‌ یک راه‌حل بین هند‌ و پاکستان‌ باشد.نامبرده ملاقاتی مـیان نـهرو نـخست وزیر وقت هند و لیاقت علی خان نخست‌ وزیر وقـت پاکـستان در ژوییه‌ی 1950 ترتیب داد.وی پیشنهاد برگزاری همه‌پرسی منطقه‌یی به‌ این مفهوم که همه‌پرسی باید در مناطق‌ معینی صورت گیرد را مطرح کرد ولی اقدام‌های وی نیز بـه جـایی نرسید.
8/ در 3 مارس 1951 شورای امنیت قطعنامه‌ی دیگری تصویب نمود که براساس آن هر اقدامی که از طرف مجلس قانونگذاری کشمیر‌ در‌ رابطه با الحاق کشمیر در آینده پیشنهاد شود،غیر قابل اجرا خواهد بود و اگر طرفین نـتوانند بـا نـماینده‌ی جدید سازمان ملل به توافق دست‌ یابند باید در مورد اختلاف‌هایی که تـوسط نـماینده‌ی سازمان‌ ملل‌ گزارش می‌نماید حکمیت را بپذیرند.هند این قطعنامه را رد کرد و پاکستان آن را پذیرفت.
9/ در آوریل سال 1951 دکتر فرانک گراهام‌ یک سـناتور سـابق امـریکایی از ایالت‌ کارولینای شمالی به‌عنوان نماینده‌ی سازمان‌ ملل‌ متحد جانشین دیکسون شد.مشار الیه بـین‌ سال‌های 53-1951 پنـج گـزارش به سازمان ملل ارایه نمود ولی به‌هرحال توفیقی در حل‌ مشکل به دست نماید.
10/ در سال 1957 شورای امنیت سـازمان مـلل پیـشنهاد‌ نمود‌ که‌ گوناریارینگ‌ سوئدی که ریاست شورای امنیت با‌ او‌ بود، تلاش‌ جدیدی برای حل مشکل کشمیر بـنماید، او نـیز گزارش خود را در 29 آوریل 1957 به شورا ارایه کرد.در این زمان وزیر امور‌ خارجه‌ی‌ پاکستان‌ ملک‌ فـیروز خـان اعـلام کرد که پاکستان آماده است،سربازان‌ خود‌ را خارج کند اگر به جای آنها نیروی سازمان مـلل مـتحد مستقر گردد.هند این پیشنهاد را رد کرد و شوروی‌ نیز در حمایت از هند‌ آن‌ را وتو نمود.
علاوه بر قطعنامه‌های مـذکور در دهـه‌های بـعد نیز‌ قطعنامه‌یی از طرف سازمان ملل‌ متحد در مورد کشمیر صادر شده است ولی تاکنون‌ برنامه‌ی‌ همه‌پرسی‌ به مـرحله‌ی اجـرا در نیامده است. پاکستان، هند را مسؤول این امر می‌داند و هند‌ نیز مدعی است اصرار پاکستان بـه‌ حذف نـفوذ شـیخ عبد الله در کشمیر و پیشنهاد جانشینی نیروهای سازمان‌ ملل‌ متحد‌ به جای‌ نیروهای هندی باعث شد تا ایـن بـرنامه بـه مرحله‌ی اجرا درنیاید.
طرح‌ها و نظرات‌ مربوط به آینده‌ی کشمیر
همان‌طور که قبلا گفته شد در قطعنامه‌های سـازمان مـلل متحد موضوع‌ برگزاری‌ یک‌ همه‌پرسی‌ برای تعین آینده‌ی کشمیر مطرح بوده است،منتهی در طرح همه‌پرسی موضوع‌ الحاق ایالت جـامو و کـشمیر‌ به هند و یا پاکستان نیز مطرح بوده است و این قطعنامه‌ها به‌ دلایلی‌ کـه‌ گـفته‌ شد تاکنون به مرحله‌ی عمل درنیامده اسـت و بـاتوجه بـه تغییراتی که در منطقه،طی شصت وچند سال‌ اخیر صـورت گـرفته،بعید است که این طرح بعد از این به صورتی که‌ ارایه‌ شده‌ بود،بتواند‌ به مـرحله‌ی عـمل درآید.
در موافقتنامه‌ی شیملا که در سال 1972 بـعد از پایـان جنگ هـند‌ و پاکـستان در دسـامبر 1971 بین دو طرف به امضا رسید نـیز بـر انجام‌ مذاکرات‌ دو‌ جانبه از جمله برای حل مشکل‌ کشمیر نیز تأکید شده است.علاوه بـر آن در اعـلامیه‌ی لاهور‌ که‌ چندی‌ پیش در پایان سـفر نخست وزیر هند به پاکـستان صـادر شد نیز به‌ مسأله‌ی‌ کشمیر و تـلاش دو طرف برای حل آن‌ اشاره شده است.
نکته‌ی قابل ذکر این‌که اگرچه در پیشنهاد‌ همه‌پرسی‌ سازمان ملل نیز نقش‌ مردم کشمیر مدنظر بـوده ولی امروزه این نقش به‌ مراتب‌ از گذشته ملموس‌تر می‌باشد و در هر راه‌حلی‌ کـه‌ در‌ آیـنده مدنظر باشد نیز نقش مردم مهم‌تر‌ خواهد‌ بود.امروزه گروه‌های متعدد کشمیری تشکیل شده است.
بعضی از این گـروه‌ها اگـرچه معتقد به الحاق‌ به‌ پاکستان مـی‌باشند ولی گـروه‌هایی نیز هستند‌ کـه‌ خـواهان اسـتقلال‌ کشمیر‌ می‌باشند.به‌طور‌ کلی عـلاوه بر طرح همه‌پرسی قبلی‌ نظراتی‌ را‌ که در رابطه با آینده‌ی کشمیر بعضی مواقع مطرح می‌شود را می‌توان‌ فـهرست‌وار‌ به‌ این بـه شرح برشمرد:
استقلال کشمیر که‌ فرضا می‌تواند بـه یـکی‌ از‌ صـورت‌های زیـر باشد.
 . با تـوافق هند‌ و پاکستان وضـعیت ایـالت جامو و کشمیر به صورت قبل از سال 1947درآمده و به‌ صورت کشور مستقلی مطرح گردد.
 . ایالت جامو‌ و کشمیر تحت نـظارت‌ یـک‌ ارگـان بین‌المللی به صورت‌ کشور‌ مستقلی‌ اداره شود.
 . ایالت جامو و کـشمیر بـه صـورت مـستقل و بـخشی از یـک کنفدراسیون که‌ در‌ شبه‌ قاره‌ی تشکیل می‏شود درآید.
طرح‌هایی که‌ گفته‌ شد تاکنون‌ مورد‌ تأیید‌ هند و پاکستان قرار‌ نگرفته و بررسی نشده‌ است.تشکیل کنفدراسیون با شرکت هند-پاکستان و کشورهای دیگر جنوب آسیا نـیز باتوجه‌ به‌ دیدگاه‌های‌ پاکستانی‌ها و کشورهای کوچک‌تر شبه‌قاره نسبت‌ به‌ هند‌ نیز‌ به‌ آسانی ممکن‌ نیست. جو عدم‌ اعتماد‌ در شبه‌قاره، مشکل مهمی در میان کشورهای این منطقه می‌باشد.
علاوه بر طرح استقلال کشمیر که از طرف‌ تعدادی‌ از‌ گروه‌های کـشمیری مـطرح‌ می‌باشد،موضوع تقسیم ایالت جامو و کشمیر‌ به‌ صورتی‌ که‌ اکنون‌ وجود دارد نیز نظر دیگری‌ است که مطرح می‌شود.طبق این نظریه،خط کنترل که در سال 1972 براساس موافقتنامه‌ی‌ شیملا در کشمیر بین هند و پاکستان تعیین شد(این خـط بـه‌ جای خط کنترل آتش‌بس بود که در سال 1948 بین دو کشور تعیین شده بود)مرز رسمی دو کشور هند و پاکستان انتخاب‌ گردد و ایالت جامو و کشمیر بین دو کشور فـوق‌ تـقسیم‌ گردد.
این نظریه نیز به‌طور رسـمی از طـرف دو کشور مذکور و یا گروه‌های کشمیری مطرح و یا تأیید نشده است و مشکل هم‌چنان‌ به قوت خود باقی است.
منابع:
1/ مجله سیاست خارجی، شماره 51 پاییر 1378، ریشه‌های ‌مـسأله‌ی‌ کشمیر و چشم‌انداز آینده
2/ پژوهشنامه پاکستان: چالش های داخلی و سیاست خارجی، مرداد ١٣٩٠
3/ http://www.noormags.ir/view/fa/creator/86664/
4/ http://www.lib.utexas.edu/maps/middle_east_and_asia/china
5/ http://fa.wikipedia.org/wiki/BBC
6/http://peace-ipsc.org/fa/category/articles/%D9%87%D9%86%D8%AF/

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما